شغل خوب ، اقتصاد بد ...

صبح یه هو هوس کردم برم ببینم فیزیکدانها از لحاظ حقوق سالانه در رده ی چندمین شغل هستن . اینجا  با استفاده از این این آمار زیر رو می ده :

در آمریکا یک فیزیکدان به طور میانگین سالی 95580 دلار حقوق میگیره که از این نظر در رده ی 30امین شغل قرار داره ( از مجموع 821 شغل )

اما جالبتر اینکه top 10% در فیزیکدانها به طور میانگین 143570 دلار در سال حقوق می گیرن و در از این نظر در رده ی 12امین شغل هستن.

طبق این آمار، پر درآمدترین شغلها متخصص بیهوشی (184340 دلار) و جراحی(184150 دلار) است و کم درآمد ترین شغلها ظرف شویی(20800 دلار)  و آشپزی در فست فود ها(15960 دلار).

بازیگرها با میانگین 44000 دلار در سال در رده ی 347ام هستن که البته top 10% آنها با میانگین 102000 دلار در سال در رده ی 123ام هستن. چیزی که باعث می شه بر خلاف تصور بازیگرها در رده ی پایینی قرار بگیرن تعداد زیاد آنها و مدت زمان کاری کم و غیر دائمه . در حقیقت چون اینجا داره میانگین می گیره ، با زیاد بودن تعداد بازیگرها و اینکه اکثراً حقوق خیلی زیادی نمی گیرن ، حقوق های میلیونی تعداد معدود ستاره ها هم این وسط گم می شه. این حتی در مورد 10 درصد بالایی هم صدق می کنه.

پی نوشت:

 اکثر فیزیک دانها در ایران مجبورن محیط آکادمیک رو برای کار انتخاب کنن. دقیق نمی دونم اما فکر می کنم اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در بهترین وضعیت ماهی حدود 2 میلیون تومن حقوق می گیرن که یعنی سالی 24 میلیون تومن و به عبارتی حدود 24000 دلار! تازه این در بهترین وضعیته نه میانگین!

من سال پیش جایی به عنوان مسئول شبکه و سایت کامپیوتر کار می کردم و با کلی چک و چونه ماهی حدود 300 هزار تومن حقوق می گرفتم و البته بیمه هم نشده بودیم. حقوقی که برای یک همچین شغلی در این آمار هست سالی 65260 دلاره که می شه به عبارتی حدود 5438 دلار . یعنی تقریباً ماهی 5میلیون و 400 هزار تومن !!! جالبتر اونکه جایی که کار می کردم دولتی بود و مسئول مالی اونجا گفت صرفنظر از تخصص و توانایی هات ما صرفاً بر اساس مصوب دولت با توجه به درجه ی مدرکت بهت حقوق میدیم و با همین استدلال حقوق من اگر آبدارچی می شدم هم فرقی نداشت و همین مقدار بود . عملاً تنها معیار حقوق دادن مدرک کارمند و مدت زمان کارش و البته در بعضی موارد ساعت کاری ( شیفت شب یا شیفت روز ) محسوب می شد.

سعی می کنم بعداً اعداد بیشتری در بیارم و مقایسه کنم.

/ 2 نظر / 15 بازدید
محسن خواجه محمدی

سلام، وبلگ خوبی دارید. نظر بنده اینه که در کشور های پیشرفته دستمزد با هزینه های زندگی همخوانی داره یا بیشتر هم هست. اما در کشور ما، مثلاً من یه شیشه عسل خریدم دیروز 8000 تومان که باور کنید در ژنو همین قیمته (چون با چشم خودم دیدم). مورد بعدی اینکه کارمندی یعنی فروش وقت+تخصص+فسیل شدن؛ شاید فکر می کنید من بد بینم اما واقعاً نیستم. شما تفاوت یک فارغ التحصیل امسال را با یک کارمند که 10 سال پیش فارغ التخصیل شدند را می توانید به وضوح ببینید. راستی بنده هم یک وبلاگ دارم، اگر خواستید تبادل لینک کنیم

مخارج زندگی هم اون جایی که امارش رو گرفتی خیلی بالاست... کارش هم مثل ایران دودره بازی نیست...