1. یادم هست سال اولی که درس می دادم رسیدم به مبحث خطا و برای بچه ها توضیح دادم که معمولاً قاعده اینه که خطای دستگاه را معادل کوچکترین واحد اندازه گیری دستگاه می گیرند. یکی از بچه اعتراض کرد که آقا ما فلان جا خوانده ایم که نصف کوچکترین واحد اندازه گیری دستگاه (!) . گفتم اونقدری که من سواد دارم اونیه که من گفتم اما بگذار بروم تحقیق کنم ببینم ماجرا چیست ، جلسه ی بعد جوابت را می دهم. از استادم در دانشگاه پرسیدم و فهمیدم که بعضی از مهندسان رسم دارند نصف کوچکترین واحد را خطا بگیرند. البته همین مهندسین اندازه گیری ها را که انجام دادند و مثلاً در آوردند که مقدار آجر لازم چقدر است یک ضریب اطمینان می گذارند روی عدد برای اطمینان !!!

2. معلم بودن کار سختی بود برام. اما انگار قرار نیست سختی هاش به پایان برسه. یکی از آخرین سختی هاش این بود که بعد از یکسال از بدرود با معلمی، شاگردم زنگ زده و پیغام داده که دو هفته به آخرین مهلت فلان سمینار باقی مونده و به کمک من برای تصحیح برنامه ی پروژه اش نیاز داره و من هم با سنگدلی مجبور به رد درخواستش شدم. راستش شاید وقت داشتم، اما باور داشتم که خودش باید راهی برای حل مشکلش پیدا کنه و باید بفهمه که نمی تونه از روابط دوستی و معلم سابقی برای پیشبرد کارش استفاده کنه و باید بفهمه که دیگه یکساله من معلمش نیستم و مسائل و مشکلات مربوط به خودم رو دارم.

3. فکر می کنم درس علمی دادن اون بخشی از کار معلمه که وظیفه اشِ و هیچ منتی هم بابتش حق نداره سر کسی بگذاره و باید با تمام توانش که باید از حداقل قابل قبول بیشتره هم باشه تلاش کنه، اما درس اخلاقی دادن اون بخشیه که از وظایفش نیست ولی به نظرم مهتر از درس علمیه. نیما همدانی و امیر بزرگ مقام سال دوم دبیرستان برای اولین بار به من همچین درسی دادند. اونجایی که من و اردلان ( یکی از دوستانم ) می خواستیم یک نشریه ی علمی فیزیک در مدرسه چاپ کنیم به نام کائنات ، اما بعد از مدتی اردلان به دلایل شخصی کار رو به طور غیر رسمی رها کرد و وقتی من خواستم به تنهایی ادامه بدم نیما و امیر جلوم رو گرفتن که اخلاق علمی اینه که برای ادامه ی کارت بدون اردلان ، اول با خود اون موضوع رو مطرح کنی و اینکه بدون اینکه به اون بگی و صرفاً به خاطر کم کاریش بخوای تنها ادامه بدی کار به دور از اخلاقِ.

* این روزها برایمان زیاد دعا کنید ...

/ 4 نظر / 13 بازدید
غزاله

جالب بود من[ناراحت] حتی فکر نمیکنم بتونم معلم بشم

امین نیکوکار

سلام بر استاد بزرگ عیبی نداره برنامه بالاخره درست میشه! خودم نمی خواستم اما مجبور شدم مهران رو به خاطره بی فکریاش بندازم بیرون! الان یکی دیگه رو آوردم اسمش بهراده بچه خوبیه و مهم تر ازون دوست صمیمیم است! راستی آقا انجمن میاد یا نه؟ من و اکثر بچه ها اسم شما را به عنوان استاد راهنما نوشتیم. راستی یه خبر دیگه! ‌‌فیزیک رو بوسیدم گذاشتم کنار! فقط امسال میام انجمن و خوارزمی دیگه از داده و فرم گرفتن و شبکه دوستی خسته شدم! آقا هر وقت کاراتون جور شد یه خبر بده که من کل اطلاعات رو بفرستم برا مقاله و ای اس ای! رفتم تو کاره روبوتیک. اگر یه ماه زود تر میرفتم امسال میرفتم سنگاپور اما انشاا.. سال دیگه! یه گروه خوب با همین بهراد تشکیل دادم! راستی به خانم برومند هم سلام برسونید! دیگه همین! خدانگهدار

امین نیکوکار

آقا امسال با تمام توان داریم میریم که مشتی بر دهان استکبار بزنیم و اسم حلی و یاد شما و خانم برومند رو تازه کنیم! البته امید وارم که بیایید و هممون افتخارمون اینه که معلممون شمایید با این که امسال در مدرسه نبودید! من به شخصه یک حالی از بعضی ها تو انجمن بگیرم که .......

امین نیکوکار

سلام آقا دمتون گرم!تو psi.ir که نوشته دیگه! 13 تا 16 مرداد! راستی اگه میشه اوون کامنت منو پاک کنید! این اگه بفهمند پوستمو میکنند!