احساس رضایت

گاهی فکر می کنیم حس موفقیت وقتی بهمون دست می ده که مثلاً جایی جایزه ای ببریم یا ازمون تفدیر بشه . اما اینطور نیست . موفقیت و شادی ناشی از اون می تونه بدون هیج اتفاق بیرونی و یا حتی با عدم کسب مقام هم به سراغت بیاد .

گردهمایی دانش آموزی فیزیک امسال هم تمام شد .خبرش رو اینجا می تونید بخوانید .برای من و جوانه( به عنوان معلم ) و همینطور شاگردهامون کسب 4 تندیس از 7 تندیس اهداء شده و کاندید شدن در اکثر بخشها نتیجه ای خوب محسوب می شه .

از دوران دبیرستان تا الآن من هم اونجا دانش آموز بودم ، هم داور . هم شد که طرحم رد بشه ، هم شد که جایزه ی روزبه بگیرم و هم شد که معلم گروهی از دانش آموزها باشم و باید اعتراف کنم که امسال از هر سال دیگه ای برای من شیرین تر و لذت بخش تر بود . حتی از سالی که خودم برنده بودم .

امسال هم مثل هر سال نقاط ضعفی وجود داشت و نقاط قوتی ، هم در مجری ها و اجرا ، هم در داورها و داوری ، هم در دانش آموزها و کارهاشون و هم در معلم ها و هدایت هاشون . مهم اینه که ضعف ها بر طرف بشه و قوت ها تقویت .

چیزی که امسال رو به عنوان احتمالاً آخرین سال تدریسم برای من شیرین ترین سال کاریم کرد شاگردانم بود. دانش آموزانی که یک سال و شاید بیشتر کنار هم تلاش کردند که به هدفی برسند .به نظر من و مهمتر از اون به نظر خودشون اونها همه موفق شدند . مهم هم همینه . مهم این نیست که گردهمایی بجای اینکه با تبلیغات و آموزش دبیران و ترویج پژوهش نه فقط در گردهمایی که در فاصله ی بین گردهمایی ها سطح خودش رو افزایش بده ، با ندادن جایزه از دانش آموزها این توقع رو داره که سطح کارهاشون رو بالا بیارن تا استانداردهای گردهمایی بالا بیاد . این سیاستیه که یک مجری می تونه انتخاب کنه . شاید در توانشان نیست ، شاید نمی خواهند و شاید دیگران نمی گذارند که مسیر اول رو طی کنند! شاید هم سعی کردند اما خیلی نتیجه نگرفتند .  اما بهر حال این حق انتخاب با مجری و سیاست گذار است که چنین تصمیم بگیرد یا نه و آنها تصمیم گرفتند امسال روزبه ندهند . دلیلش هم مهم نیست چون خودش مهم نیست .

به قول خانم مختاری و به قول قدیمی تر خودم در گردهمایی 2 سال پیش ، چیزی که برای دانش آموزها می مونه جایزه ی روزبه نیست ، اون صرفاً یه تندیس و گاهی لوح تقدیریه که به دانش آموز داده می شه ، که ورژن مال من الآن در تاقچه ی اتاقم خاک می خوره . هیچ جا در رزومه و اعتبارهایی هم که بدست می آریم نامی از روزبه نمی بریم که یک جایزه غیر بین المللی در سطح دانش آموزی برای ما اعتباری بوجود نمی آره . چیزی که می مونه توانایی هاییه که بدست می آریم . آشنایی ای که با فرآیند پژوهش ، فعالیت آزمایشگاهی ، شبیه سازی ، کارهای عددی ، تحلیل مسئله ، خوب دیدن و خوب شرح دادن ، کار گروهی و ... بدست می آریم . اینها همه میشه همون نقطه قوت های ما در دانشگاه نسبت به سایر همکلاسی هامون که ما رو از اونها برتر می کنه و باعث می شه تواناییمون در کار پژوهشی در دانشگاه (که دیگه اون تأثیر مهمی در آینده ی زندگیمون داره ) افزایش پیدا کنه .

و رضایت ، آحر این یک سال اگه این رضایت رو از خودت داشتی که تونستی اون چیزهایی رو که باید ، یاد بگیری یعنی موفق بودی . این همون حسیه که همه ی شاگردهای ما (من و جوانه ) بدون استثناء داشتند و همین بود که باعث شد با افتخار ( هر چند که این موفقیتشون افتخار هم داره ) سرشون رو بالا بگیرن و بدون ناراحتی از اینکه روزبه برنده نداره با اینکه می تونستند مثل خیلی از دوستانشون که جایزه نبرده بودند و نه تنها از داورها تشکر نکردند که به دوستانشون که جایزه برده بودند هم تبریک نگفتند ، رفتار کنند این کار رو نکردند  و از داورها تشکر کردند و حتی به دلجویی از دوستان جایزه نبرده هم پرداختند و با لبخندی از ته دل اونجا رو ترک کردند. باید اعتراف کنم این رفتارشون چقدر در ما تأثیر گذاشت . این بزرگ منشی و دور اندیشی و درک درست واقعیت و ارزشها و رفتار بزرگوارانه چقدر بهمون حس خوبی داد وقتی دیدیم همه شاگردانمون سرشار از اون هستند .چیزی که باعث شد این آخرین سال تدریسم زیبا ترین سال تدریس برام باشه و با دلتنگی ای زیاد از این دوستانمون جدا بشیم و دلمون همیشه براشون تنگ بشه . هرچند که مطمئنیم همشون در زندگیشون انسانهای فوق العاده موفقی می شوند ان شاء الله و امیدواریم که بتونیم هر از گاهی باهاشون ارتباط داشته باشیم تا ما هم از موفقیتهای بعدیشون خوشحال بشیم .

راضیم و خوشحال و به همشون افتخار می کنم . خدا رو شکر ...

شاگردان قبل و دوستان فعلی ما :

١. ساینا احمدنیا ، نگار ابولحسنی ، یاسمین نصیری ، مریم ربیعی (‌گروه بررسی ترک های سطوح گلی - دبیرستان فرزانگان تهران )‌

٢. مریم باقری نژاد ، بهاد بنکدار ، راحیل رحیمی ، ویدا احیایی (‌پدیدار شناسی ترکیدن بادکنک - دبیرستان فرزانگان تهران )

٣. امیر یوسفی ، مهدی سلیمانی (شبیه سازی فندیل  - دبیرستان علامه حلی تهران )‌

۴. ‌امین نیکوکار ، پدرام ملکی ،‌میر سالار رضوی ، بردیا ایزدخواهی  (بررسی شبکه دوستی مدرسه - دبیرستان علامه حلی تهران  )

۵. علی پرتو فرد ، سعید جعفر نژاد ، احسان صالحی  (صوت و جداسازی مواد به وسیله ی آن -  دبیرستان علامه حلی تهران   )

۶. عماد حجازی مهر ، مهران بهمنی ، محمد عرفان محیط ، عماد پور احمدی  ( پدیدار شناسی حرکت حباب در سیالات - دبیرستان علامه حلی تهران )

٧. شاهین نیل فروش ، وهاج محقق ( شبیه سازی پخش گاز - دبیرستان علامه حلی تهران )

٨. علی آبنار ، امین نصر آبادی (‌بررسی حافظه ی بازار طلا - دبیرستان علامه حلی تهران )

. البته وریا پذیرا و علی چیت ساز و نوید پور احمد که هر چند این چند روز باهاشون آشنا شدیم و من از مدتی قبل تر توی مدرسه اما دوستانی خیلی خوب برامون بودند .

/ 77 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین (م)

دیدم همه یه چیزی نوشتن مام بنویسیم ! [چشمک]

امین (م)

این هم وبلاگ من خواستید نظرتون رو بنویسید!!!

علی

اینجا وبلاگ ایمن رضاداد ه نه سایت تبلیغاتی !!!!

امین (م)

ولی من فکر میکنم اینجا جای بحث و جدل نیست!

بهتره نگم

"در بین کسانی که برای دعای باریدن باران به بالای تپه‌ای میرن, اونی از همه با ایمان‌تره که با خودش چتر میبره"

امیر یوسفی

سلام استاد از همه چی ممنون این حرف ها به عنوان خاطره ی خوشی برای ما می ماند هر جا که باشید به یادتان هستیم و آرزوی دیدار دوباره شما را داریم موفق باشید ... امیر یوسفی

نرگس

سلام،خسته نباشید خیلی خوبه و خیلی خوش حالم که شما انقدر از بچه های خودتون و بقیه بچه ها دفاع کردید و می کنید. این همایش هم مطمئنا" کم و کاستی های خیلی زیادی داشت که خوب همه می دونن ونیازی به گفتن اونا نیست . احتمالا" حدود 98% ما سنمون به رای دادن نمی رسید ولی با این حال مثل تمام ادمای دیگه به شدت درگیر انتخابات شدیم و بالطبع مسائل بعد از انتخابات که تقریبا برای مدتی ایران رو فلج کرده بود. نمی دونم سال های قبل چه جوری بوده ولی به گفته ی خیلی از دوستان امسال همه چیز بهتر از سال قبل بوده و این پیشرفت همزمان شد با توقف کلی ایران. بیش تر ادمای کمیته اجرایی جوان بودن (پس احتمالا خیلی درگیر انتخابات) و شاید هم تجربه کم تری نسبت به سال هایی داشتن که شما به عنوان دانش آموز شرکت کردید. با همه این تفاسیر احساس می کنم امسال همه چیز متفاوت بوده و برگزاری چنین همایشی با چنین شرایطی (البته که کار 1،2 ماه نیست) کار خیلی خیلی سختی بوده پس بهتر نیست از این کم وکاستی ها چشم پوشی کنیم( نه فراموش) و به سال بعد فکر کنیم؟ (ایا اگر ما جای کمیته اجرایی بودیم بهتر کار می کردیم؟) پی نوشت : متاسفم که تو کشوری زندگی می

نرگس

من نگفتم کسی رفته تظاهرات پس کار شو خوب انجام نداده. وقتی ما تو کشوری زندگی می کنیم که بعد از انتخاباتش همه چیز به یکباره تغییر می کنه و برخلاف تصور اغلب مردم می شه عواقبی داره. ما ایرانیم و توی این کشور زندگی می کنیم پس امکان نداره بتونیم بگیم خوب تقلب شد که شد به ما چه . حتی اگر ما نخوایم و تظاهراتم نریم درگیر این مسئله می شیم و روی همه ی ابعاد زندگیمون تاثیرمی گذارد.پس وقتی می خوایم کاری کنیم حتما جو حاکم بر جامعه تاثیرگذار خواهد بود. حتما شما از من بهتر می دانید، (تجربه کمیته اجرایی کم نبود)قبول دارم و گفتم شاید (روی کلمه شاید تاکید می کنم)کم تجربگی تاثیرگذار بوده.(الان می تونم حرفمو پس بگیرم) شما اگر در کشوری زندگی کنید و به یکبار شوک بزرگی به کشور وارد بشود روی شما تاثیری نمی گذاره؟من تو جهان سوم زندگی می کنم پس تفکرم هم جهان سومی می تونه باشه (هر چند این حرف رو قبول ندارم) اما ما و شما هستیم که این کشور رو می سازیم.پس کارهای ماست که کشور رو می سازه. من نگفتم فراموشی ،برای این که باید از روی همین اشتباهات همایش بعدی بهتر برگزار بشه. اما چشم پوشی لازمه . با شما هم عقیده ام که می شد بهتر باشه ولی ب

نرگس

خوش حالم که انتخابات بر روی زندگی تون تاثیری نگذاشته(!). خودتون می گید شک وارد بر بازار،این تاثیرگذار نیست؟ خیلی سخته تو کشوری که جهان سومیه بخوای جور دیگه ی برخورد کنی پس فعلا تا اطلاع ثانوی جهان سومی فکر می کنیم. من اسم اینو اشتباه نمی گذارم و فکر می کنم به جای اینکه ما افراد و محاکمه کنیم بهتره عیب و ایرادهارو -و حتی خوبی هارو - به اونا بگیم که رفعش کنن.

امین نیکوکار

eeeee kash miomadam kolli khatere mineveshtam ke ye kam bekhandim be jaye in hame bahso jango jedal heyf