یه سؤال ...

به نظر شما اگه یه مشت احمق وجود داشته باشند که با هر حرفی زود تغییر مسیر بدن ... کسایی که به قول یه دوست خوب اون cpu  کوچیکه تو اون بالای سرشون رو حتی تا آخرین لحظه هم بکار نمی ندازن ، و درست در همین حال یه مشت آدم با هوش و فرصت طلب هم باشند که بخواند این احمق ها رو به راه خودشون بکشونند ... کدومش درست تره ؟

- احمق ها رو بفرستیم تو یه اتاق که با خودشون سرگرم باشند و اون با هوش ها دستشون به اینها نرسه . ( البته یه ذره سنگ دل باشیم می شه اونا رو کشت )

- اون با هوش ها رو بفرستیم تو یه اتاق و در و ببندیم که تا می تونند مغز همدیگر رو بخورند .(بازم با کمی چاشنیه سنگ دلی همون کار قبلی رو میشه کرد )

- سکوت کنیم ...(معادل همون خفه شو بابا به تو چه ! )

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرد کاگلی

ايمن خوان ادمی که دم از حق ميزنه چيزی ته دلش نميمونه..اين چيزها ست که مارو هی از هدفمون دور ميکنه..اما خداييش خيلی ناراحت شدم از اين پستت..فکر ميکردم که ادم بزرگی باشی..ديگه حرفی نميزنم..

مرد کاگلی

يه مطلبی در ادامه مطالب قبلا تو کامنت دونی جوجو نوشتم..يه ديدی بزن شايد خيلی چيزها برات روشن بشه..

امین

همون راه سوم خوبه! قضيه قانونه جنگله! قوی ها از ضعيف ها استفاده می کنند! و اين حق اونهاست چون قوی هستن!

imen

به مرد کاگلی :‌ خوب تو وبلاگت گفتم که من توهينی نکردم و تقريباْ‌ مطمئنم جفتمون اگه بی جبهه گيري قبلی حرفمون رو بزنيم مطمئناْ نظرمون يکی ِ ...

imen

بازم به مرد کاگلی : " خوان " به معنی سفره است ... منم فکر نکنم کرامت سفره رو داشته باشم D: فکر کنم منظورت " خان " باشه ...

نوید

اينجا چه خبره ؟!!! فيلم رو يادم بنداز اين دفعه که می بينمت برات بيارم !!!

imen

به امين : آره اين جمله رو شنيدم که کسی حق فرمانروايی داره که قدرت بيشتری داره ... اما خوب يعنی ما نبايد قدرتمند بشيم ؟

graezi

بابا تخيلت قوی ها ؛)... این سوال رو از کجا آوردی؟! راستش اول می بینم راهی که با هوش ها می خوان اون ها رو توش بکشند چیه...شاید واقعا راه بدی نباشه...شاید ارزشش رو داشته باشه که احمق ها به اون راه برن... اگه این جوری بود که سکوت میکنم... البته منظورم معادلش نیست خودشه!!! ؛) اگرم که نه این جوری نبود و کاملا جنبه سواستفاده از جانب باهوش ها داشته باشه که سعی میکنم به احمق ها کمک کنم.... خودم هم احمق میشم و به جمعشون میرم ولی غیر مستقیم راهنماییشون میکنم.... اگر هم که هیچ کدوم از این ها نباشه... که شرمنده میرم سوال بعد! D:

imen

امين هنوز به من يه همچين حرفی نزده که جوابش رو بدم اما به تو می گم ... منظورم اين نبود که اصلاْ آدمها موجودات مذخرفی اند و غيره ... اگه اينجوری بود تو دفتری که برای خودم دارم می نوشتم که البته خيلی وقتاها هم اين کار رو می کنم ... اما منظورم اين بود که نمی خوام عقايدم و هی بيان کنم و نقد و تحليل و از اين کارا که مد شده تا بتونم آدمها رو بهش جذب کنم ... ياد گرفتم که با هر عقيده ای می شه هم زيستی داشت ( لا اقل الآن اينجوری فکر می کنم ) ... اينکه گفتم برا دل خودم هم می نويسم منظورم اين بود که چيزهايی رو می نويسم که تو دلم هست رو مينويسم نه اينکه هر از چندگاهی اگه مد شد يه موضوعی شروع کنم در مورده اون بنويسم ... والا سياسی بازی و دفاع و انکار و انرژی هسته ای و انتقاد از در و ديوار کار سختی نيست ... من دوست دارم هر چيزی که دلم می خواد بنويسم ...

imen

آره ... اما نه تو وبلاگ ديگران ...