پرواز به اوج

آخرین واقعه ...

تمام شد ...

۱۰ مرداد ۱۳۸۵ هیچ وقت یادم نمی ره ...

امروز خداحافظی کردیم ...

اما خداکنه یه روزی برگرده ...

جفتمون کار بزرگی کردیم ...

برای این بود که نشون بدیم شرف داریم ... و انسانیم ... نه به اون ... که به خودمون ...  حتی جلوی کسی که  شرف نداره و انسان نیست  ...

از خدا صبر می خوام ...

به خدا سپردمش ... از خود خدا هم می خواهمش ...

* پی نوشت :

امیدوارم تا وقتی زنده ام هیچ وقت این تیپ رو نزنم :

 یه کت و شلوار مشکی ، یه پیراهن سفید ، یه عینک آفتابی فوق العاده با کلاس و زیبای مشکی ... یه شاخه گل رز ...  بدون حتی یک قطره ... 

   + ایمن ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱٠
comment نظرات ()