پرواز به اوج

سفرنامه یا قصه های من و جدم کوروش (۱)

سلام ...

تصمیم گرفتم یه سفرنامه بنویسم ... نمی دونم اصلاْ بهش می شه گفت سفر نامه یا نه ... بهر حال شامل دو بخش می شه ... بخش اول رو امروز می گذارم تا بخوانید ... بخش دوم رو ۲ روز دیگه ... انتهای بخش دوم عیدیتون رو هم می تونید بگیرید

--------------------------------------------------

فرهنگ واژه های نا مفهوم :

کله خر : به آدمی که با ۱۹۱ کیلومتر در ساعت سرعت تو جاده رانندگی کنه می گن کله خر .

دیوونه : به آدمی که تو یه جاده ی شلوغ و پر پیچ و خم با میانگین سرعت km/h  ۱۵۰  حرکت کنه و شرط ببنده بدون ترمز رانندگی کنه ،  می گن دیوونه.

بابا دست فرمون : به دیوونه ای که بتونه از کار بالا سربلند بیرون بیاد باید گفت بابا دست فرمون ( معادل همون بابا خوش شانس )  cowboy

خمار : به پلیسی که  به راننده ی دیوونه ی بالا فقط بگه آقا لطفاً آرامتر حرکت کنید می گن یه پلیس خمار .rolling on the floor

... : به آدمی که تو یه جاده ی دو طرفه بندازه تو لاین مخالف با ۱۵۰ تا حرکت کنه و از روبرو همون موقع یه ماشین پلیس بیاد و چراغ بزنه که برو تو لاین خودت الآن که بخوریم بهم و اون راننده ی عزیز هم تو ۱۰ متری ماشین پلیس تازه برگرده سر جاش هیچی نمی شه گفت ...

پینوشت : حالا به من کدومش و باید گفت ؟؟؟

---------------------------------------------

این شیرازی ها خداییش عجب آدمهای مهمان نوازی هستن ، قشنگ همه ی خیابون ها رو تمیز کرده بودند که مهمانهاشون بتونند شبها  راحت تو پیاده رو استراحت کنند ... خدا رو شکر ما سر پناه داشتیم و الا تو خیابون هم جا بهمون نمی رسید .

البته یه تفاوت عمده با اصفهانی های عزیز دارن ، از یه اصفهانی آدرس بپرسی مطمئناً از طولانی ترین مسیر به مقصد می رسی اما از یه شیرازی : " برو مستقیم چهار راه اول دست راست ، بعد سه تا چراغ قرمز رد می کنی بعدش می ری دست چپ ، بعد کوچه سوم رو برو دست راست ، تا می رسی به یه خیابون یه طرفه ، اون رو تا فلکه اول برو جلو ، اونجا بپرسی بهت می گن کجا باید بری ... rolling on the floor "

برا همین ما ترجیح دادیم یه نقشه بخریم ...

البته هیچ جوره نمی شه از فالوده شیرازی و هویج بستنی گذشت  ... جاتون حسابی خالی  (معادل همون  ) ... البته جز اونجا که تو سعدیه یه چند نفری بخاطر ازدحام خرید فالوده زیر دست و پا له شدن ...

پینوشت : صرفاً شوخی بود و امیدوارم شیرازی ها و اصفهانی های عزیز ناراحت نشده باشن

---------------------------------------

حافظ ...

شیراز جاهای دیدنی تا دلتون بخواد داره ... چندین روز آدم رو سرگرم می کنه ... میون این جا ها تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم که جای خود دارن ( البته اونها بیرون شیراز هستن ) اما حافظیه فوق العاده است ... آدم از لحظه ی ورود به اونجا یه آرامش خاصی داره ...

تو حافظیه یه کار جالب کردم ( یعنی خودم که با این کار خیلی حال کردم ، شاید شما هم خوشتون بیاد و امیدوارم حافظ هم خوشش اومده باشه )  ... دیدم ملت این همه برای خودشون فال حافظ می گیرند ، یه بار یکی نیومد برا خود حافظ فال بگیره  ... من براش فال گرفتم ، غزل زیر اومد  ( من این غزل رو خیلی دوست دارم چون ازش خاطره ی خوبی دارم  ، اولین غزلی  هم هست که کامل حفظ کرده بودم ) :

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

این دل غم دیده حالش به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دایماً یکسان نباشد کار دوران غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

چون تو را نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نئی از سر غیب

باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی را نیست کانرا نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

-----------------------------------------------------------

این بخش اول ... ۲ روز دیگه بخش دوم که خیلی کوتاه هستش رو می تونید بخونید و عیدیتون رو هم بگیرید

   + ایمن ; ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱/۸
comment نظرات ()