پرواز به اوج

دوباره درس ...

اولین جلسه ی کلاسهام در این ترم جدید و این دانشگاه جدید و این شهر و کشور جدید شروع شد. با زبان مشکلی ندارم و حرفها رو خوب می فهمم. البته هنوز در فهم لهجه ی آسیای جنوب شرقی ها مشکل دارم که البته خوشبختانه هیچ کدوم از استادهام مال اونجا نیستن . هنوز در تعارفات کمی گیجم. اینجا این چیزها خیلی مرسوم نیست ما ایرانیها تا بخوایم به تعارف نکردن عادت کنیم طول می کشه.

وقتی قبلاً‌ جایی درس خوندی که کلاً ٢-٣ تا گرایش بیشتر کار نمی شده  و به خاطر اینکه تجربی کارهای خوبی هم نداره دور یکیش رو خط کشیدی و بعد می آی به جایی که بیست - سی تا گرایش می ریزن جلوت و می گن از همه ی دپارتمان های فیزیک و مواد و نانو و اپتیک و ... از میون استادهای خود اونها یا مشترک اونها با دانشگاههای دیگه هم می تونی استاد برداری یه جورایی گیج میمونی که آینده ات (لااقل ۴ سال آینده) رو با چه آدمی و چه مبحثی رقم بزنی و این دغدغه ی بزرگی می شه برات. تازه بهش خونه پیدا کردن و اساس خونه خریدن و ۴ تا کلاس حل تمرین بودن رو هم که اضافه کنی تازه می فهمی که اووووفففف ... چقدر وقت نداری ...

فعلاً تا بعد ...

   + ایمن ; ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱
comment نظرات ()