پرواز به اوج

ماه عسل ...

آدم وقتی خودش سوژه ی یه خبر خوب نیست سه سوت می آد و میگه اما وقتی خودت سوژه باشی دیگه اونقدر تو حال و هوای خوشی اون خبری که گاهی به کل یادت می ره بیای بگی چه خبر ...

حکایت ما هم همینطوره و از روزی که مزدوج شدیم دیگه وبلاگ رو یادمون رفته بود و حالا هم به بهانه ی برگشتن از ماه عسل گفتیم بیایم به اونهایی که خبر ندارن خبر بدیم. البته در اینکه در این عصر تکنولوژی اونقدر همه ی اخبار زود پخش می شه که گاهی خودت هم شوکه می شی شکی نیست و از این بابت خیالمون راحته که احدی نیست که طلب شیرنی از ما نداشته باشه نیشخند 

روایت ازدواج کردن ما روایت جالبی بود برای خودش که داستانش مفصله و به قول قدیمی ها در این مقال نمی گنجد. اما همینقدر بگم که 10 خرداد مراسم جشن عروسیمون برگزار شد که جای دوستانی که نبودن خالی و دیروز هم از ماه عسل برگشتیم که نمی گم جای شما خالی چون کل صفای ماه عسل به همینه که آشنا و دوست و فامیل رو می پیچونی و میری خوش میگذرونی. زبان 

حالا دیگه فاز جدیدی از زندگی من و جوانه ی عزیز شروع شده که امیدواریم به امید خدا هم در این مرحله و هم در همه ی مراحل دیگه ی زندگیمون با موفقیت و سربلندی و عزت و سعادت در کنار هم زندگی  کنیم. خدا رو شکر می کنیم از این همه نعمت و دعا می کنیم که خدا نعمتش رو بر ما هر روز بیشتر از روز قبل عطا کنه و ما رو بیشتر شامل رحمت و بخشایش و مهربانی خودش قرار بده ان شاء الله ...

دعای خیرتان را بدرقه راه مان قرار دهید ... لبخند

پینوشت : این آخرین قدم از قدم به قدم های قدیم بود که خودش اولین قدم از قدم به قدم های جدید به حساب می آد.

   + ایمن ; ٤:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٠
comment نظرات ()