پرواز به اوج

مرغ و خروس ...

امروز داشتم قدم می زدم رسیدم به یک زمینی که 7-8 تا مرغ و یه خروس داشتن توش می چریدن. یه هو به ذهنم رسید یه آزمایش بکنم.

هیچ سر و صدایی نبود و به شدت اونجا آروم بود. برای اینکه مرغ ها و خروس متوجه حضورم نشن یه جا قایم شدم. بعد یه سوت بلند زدم و نگاه کردم ببینم واکنش اونها چیه. مرغها هیچ واکنشی نشون ندادن. اما خروس سرش رو بلند کرد و اطراف رو نگاه کرد تا ببینه چه خبره ، وقتی چیزی ندید دوباره مشغول شد. دوباره این کار رو تکرار کردم و برای اینکه مطمئن بشم این به حساسیت نسبت به میزان صدا ربطی نداره به شدت های مختلف تکرار کردم و باز هم همین اتفاق افتاد. چند بار تکرار کردم و هر بار مرغ ها به دونه خوردنشون ادامه می دادن و خروس سرش رو بلند می کرد تا ببینه صدا از کجا می آد و هر بار مدت بیشتری نسبت به دفعه ی قبل نگاه می کرد. برام جالب بود، یه جورایی انگار مرغها مسئولیت حراست رو به خروس داده بودن و کاملاً هم به اون اعتماد داشتن و البته خروس هم کاملاً از این مسئولیت آگاه بود.

   + ایمن ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٤
comment نظرات ()