پرواز به اوج

انتخاب غلط ...

یکی از مهمترین دغدغه های دوران تدریسم این بود که در جلسه های دیدار با اولیا به مادر و پدرها و بخصوص مادرها بفهمونم که تنها راه سعادت بچه هاتون این نیست که حتماً المپیادی بشن یا دکتری بگیرن یا رتبه ی 1 کنکور بشن. البته هرچند اونجا سرشون رو تکون می دادن و افه ی روشنفکری می گرفتن که درست می گم و حرفم رو قبول دارن اما باز هم همون نگرانی ها بود و همین باعث فشار روی بچه ها می شد.

یکی از قربانی های این ماجرا یکی از نزدیکان من بود که در سه مقطع قربانی این حس مادر و پدرها شد. اول موقع انتخاب رشته ی دبیرستان خانواده اش قانعش کردن که به مدرسه اش که انسانی نداشت رو عوض نکنه و همین رشته ی ریاضی رو بخونه. اون هم به قول مدرسه که پیش دانشگاهی براشون فشرده دوره ی انسانی می گذاره اگر بخوان اعتماد کرد. مقطع دوم وقتی بود که مدرسه زمان پیش دانشگاهی زیر قولش زد و به جاش این امکان رو داد که کسایی که می خوان انسانی بخونن برن به یکی بهترین مدارس انسانی تهران. اون موقع خانواده اش سعی کردن قانعش کنن که همین ریاضی فیزیک بخونه. بعد از یک سال تلاش زیاد رتبه ی خوبی آورد طوری که می تونست اکثر مهندسی ها رو بخونه. اینبار خانواده اش به شدت سعی کردن قانعش کنن که بره مهندسی و در مقابل اینکه اون نمی خواست رشته ای رو بخونه که فیزیک و ریاضی زیادی داشته باشه با مشاوره ها و ترغیب های غلط مادر و پدرش که احساسی برخورد می کردن و مشاورهاش که معتقد بودن عقلش نمی رسه قانع شد که بره مهندسی متالوژی بخونه!

نتیجه اینکه بعد از یک ترم مشروط شدن و یک ترم رو لبه ی مشروطی تصمیم گرفت تغییر رشته بده و با هزار تا بدبختی حالا رفته مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران اونهم با کسایی که یک سال از خودش کوچکترن . اونهم کسی که همه معتقد بودن اگه از اول انسانی می خوند می تونست رتبه ی خیلی خوبی بیاره و حتی حقوق قبول بشه. تازه این خیلی مثال ساده ای بود که عاقبتش هم خیلی بد نبود.

این بیماریه ای که شدیداً توی کشور ما رایج شده اخیراً . خانواده ها به شدت علاقه مند به اسم دکتر و مهندس برای فرزاندانشون هستن. من اتفاقاً خیلی با افرادی که خودشون برا خودشون دیوونه ی اسم دکتر یا مهندسن مشکل ندارم. به نظرم چشمشون کور دندشون نرم. اما وقتی خود بچه ها که عموماً خیلی ذهن درگیری ندارن توی فشار خانواده ها قرار می گیرن این دیوونم می کنه.

بابا یکی استعداد موسیقی داره ، یکی استعداد نقاشی، یکی خوب فوتبال بازی می کنه، یکی تو بازار می تونه خوب پول در بیاره و حتی یکی خوب می تونه حرف بزنه و جون می ده واسه بالا منبر رفتن. چرا همه ی این موجودات باید ریاضی 1 و فیزیک 1 پاس کنن چون مادر و پدرهاشون از جهل و سادگی و احساس بچه شون سوء استفاده می کنن تا بچه شون لیسانس بگیره و در مسیر دکتر یا مهندس شدن قرار بگیره؟! کی می خواد این فرهنگ غلط از بین بره؟ موندم الآن که کلی دکتر و مهندس بیکار داریم چرا هنوز این تفکر غلط از بین نرفته ؟

پینوشت : جوانه امروز ازم پرسید تفکری بوده که قبلاً داشته باشی اما نظرت عوض شده باشه الآن ؟ گفت آره. دبیرستان و سالهای اول لیسانس که بودم فکر می کردم تنها راه موفقیت اینه که دکتری بگیرم. الآن در بهترین وضع معتقدم فقط یکی از میلیونها راه موفقیت ( که به قول فیلم مارمولک به تعداد آدمهاست ) دکتری گرفتنه! ( به شخصه دکتری فیزیک گرفتن رو در ایران در 10 درصد پایین این میلیونها راه موفقیت قرار می دم. *)

* حضرات دکترای فیزیک ناراحت نشن . نظرم شخصیه .

   + ایمن ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
comment نظرات ()