پرواز به اوج

Can you speak english ؟

نشسته بودیم توی ماشین داشتیم مدارکمون رو چک می کردیم که بریم پست. دیدم یه مرد تو مایه های قیافیه ی هندی داره از توی پیاده رو دست تکون می ده. نگاه کردم بهش، گفت can you speak english ؟ گفتم Yes و شیشه رو کشیدم پایین ببینم چی می گه. شروع کرد به انگلیسی توضیح داد که تبعه ی پاکستانه و با دوستانش به ایران اومده که حالا اونها رو گم کرده اونها هم به شهر دیگه ای رفتن، پاسپورتش رو به سرعت نشون داد، نتونستم اصل بودنش و اینکه مال خودشه یا نه رو متوجه بشم. گفتم چرا به سفارت مراجعه نکرده. گفت رفتیم و گفتن برگردید پاکستان ولی ما پول نداریم و با تماس با پدرم در پاکستان هم او گفته که 5 روز طول می کشه تا برات پول بفرستم. حالا هم چیزی نخوردیم و گرسنه ایم . بعد هم به زن چادری با روبنده ای به همراه یک بچه در پیاده رو اشاره کرد که گفت زن و بچه اش هستن. خلاصه پول می خواست ...

راستش من قانع نشدم، بهش گفتم که این مورد معمولی نیست و فکر می کنم برای این موضوع باید به سفارتشون مراجعه کنند و مطمئناً اگر قانونی وارد کشور شدند راهی وجود داره از طرف سفارت که مشکلشون حل بشه. اما اون تأکید داشت که سفارت گفته برگردید و کمکی هم نکرده! من هم عذر خواهی کردم و گفتم به نظرم مراجعه به سفارت بهترین کاریه که می تونن بکنن.

نمی دونم من تصمیم درستی گرفتم یا نه، اما یک چیز رو مطمئنم، اگر او دروغ می گفت و گدا بود از نوع خارجی اش، که متأسفم برای کشورمون که نه تنها از این نوع گداهای محترم در کشور پرورش دادیم که حالا گدا وارد هم می کنیم، اگر هم واقعاً راست می گفت، متأسفم برای کشورش که هموطنشون که قانونی وارد ایران شده رو اینجوری باهاش برخورد می کنن و گشنه بدون پول در شهر غریبی که حتی زبان ما رو هم بلد نیست رهاش کردن با زن و بچه .

امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشم ...

   + ایمن ; ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱۱
comment نظرات ()