پرواز به اوج

بحران اقتصادی ...

چند وقتی بود که برام در مورد تبعات ورشکستگی بانکها سؤال ایجاد شده بود. کامنت یکی از دوستان توی گودر در این رابطه باعث شد تا برم کمی در موردش مطالعه کنم و از چیزایی که فهمیدم یه مقدار بنویسم. چیزهایی که می نویسم از اطلاعاتیه که از چند مقاله تحلیلی ، سایت Fedral Deposit Insurance Corporation  و همینطور سایت ویکی پدیا است.

FDIC یک مؤسسه مالیه که در سال 1933 توسط کنگره ی آمریکا برای بیمه کردن سپرده ی مردم در بانکها افتتاح شد. اینکار با هدف جلب اعتماد مردم برای سرمایه گذاری در بانکها بود. در حال حاضر FDIC حدود 8200 بانک و مؤسسه ی اعتباری رو بیمه کرده . FDIC در حقیقت به نوعی پشتیبان فعالیتهای اقتصاد خصوصی و در عین حال عاملی برای اعتماد مردم به فعالهای خصوصی اقتصادیه.

در آمریکا در سالهای 2007 تا 2009 حدود 65 بانک ورشکست شده اند که روی هم حدود 55 میلیارد دلار سپرده داشته اند و حل مناقشات ناشی ار ورشکستگی اونها برای دولت آمریکا حدود 17 میلیارد دلار هزینه در بر داشته . البته این فقط در مورد بانکهاست و باید گفت که نسبت به هزینه ای که ورشکست شدن شرکتهای صنعتی داشته هیچ محسوب می شه.

طبق قوانین ایالات متحده معمولاً برای ورشکستگی مؤسسات اقتصادی به دو صورت تصمیم گیری می شود که به chapter 7 و chapter 11 مشهور است.

در وضعیت chapter 7 کلیه ی اموال مؤسسه ی ورشکست شده توسط مؤسسه ای واسطه به فروش می رود و پس از پرداخت دیون مؤسسه به مشتریان، باقی مانده ی سرمایه به صاحبان مؤسسه داده می شود.

در وضعیت chapter 11 مؤسسه به عنوان debtor in possession به فعالیت خود تحت نظارت و رأی دادگاه ادامه می دهد.در حقیقت در این وضعیت خود مؤسسه نقش واسطه ی فروش موجود در chapter 7 را بر عهده می گیرد اما نه اینبار برای فروش بلکه برای ادامه ی فعالیت تحت نظارت دادگاه و بر اساس پروپوزال تصویب شده.اگر مؤسسه با روشهای chapter 11 نتونست بدهی ها رو پرداخت کنه و اگر اموال مؤسسه از بدهی ها کمتر بود و همه ی بدهی ها پرداخت نشد ، کلیه ی حقوق صاحبان مؤسسه ی ورشکسته از اونها سلب شده و این حقوق به مؤسسه ی جدید تأسیس دیگری واگذار میشه. انتخاب و نظارت بر کار این مؤسسه ی جدید با دادگاه است. در خیلی از موارد طلبکاران می تونن به جای طلب خودشون حقوق تجاری ای رو از بانک یا مؤسسه ی ورشکسته در قالب یک مؤسسه ی جدید بخرن. خیلی از معترضان به chapter 11 معتقد اند این قانون باعث می شه که فعالان غیر متخصص و خرده پا وارد بازار کلان شده و اقتصاد رو به خطر بندازن.

در chapter 11 روشهای مختلفی برای نجات مدیون ، دیده شده. اول اینکه مدیون می تونه با قرض گرفتن از سایر مؤسسات دینهای اولیه ی خودش رو پرداخت کنه و در مقابل به قرض دهندگان اولویت اول رو بده. در حقیقت به نوعی صاحبان مؤسسه یا بانک ورشکسته سهام خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته و از این طریق کمی از بدهی های خود رو می پردازند. در عین حال، ورشکسته می تونه قراردادهایی رو که در قبال اونها هنوز و یا در آینده تعهد داره رو لغو کنه و البته هیچ شکایتی هم علیه اون صورت نخواهد گرفت . در حقیقت دادگاه هر گونه اعتراضی رو در وضعیت تعلیق نگه می داره و موکول به بهبود وضعیت ورشکسته میکنه . پرداخت دیون گاهی چند ماه و گاهی حتی چند سال طول خواهد کشید.

در chapter 11 که بیشتر برای بازسازی مؤسسه بکار می رود، بدهکار تا 120 روز فرصت دارد که طرح خود را برای بازسازی ارائه دهد. در غیر اینصورت مؤسسات دیگر هم می توانند طرح بدهند و نهایتاً این دادگاه است که طرح برگزیده رو انتخاب می کند.

بزرگترین ورشکستگی تاریخ مالی آمریکا مربوط به  Lehman Brothers Holdings Inc هستش که حدود 693 میلیارد دلار بوده و 15 سپتامبر 2008 رخ داده. فعالیتهای این مؤسسه اونقدر گسترده بوده که ورشکستگی اون باعث ورشکستگی و یا فشار اقتصادی شدید به خیلی از مؤسسات همکار غیر وابسته اش هم شد.

اما بریم سراغ سؤال اصلی، یعنی وقتی یک بانک ورشکسته می شه به سر مردم چی می آد ؟

جواب این سؤال رو با یک مثال میدم. نکاتی که در زیر می آد از بیانیه FDIC در مورد ورشکستگی بانک Community Bank of Nevada, Las Vegas, Nevada است :

FDIC یک بانک به نام Deposit Insurance National Bank در همین شهر باز کرد و 30 روز به سپرده گذاران وقت داد تا از طریق این بانک جدید به سپرده های خودشون دسترسی داشته باشن و با برداشت اون در بانکی دیگه حساب باز کنند و پول رو به اونجا منتقل کنند. در این میون البته سپرده های دلالی ، اوراق بهادار و حقوق بازنشستگی منتقل نمی شد. این سپرده ها مستقیماً برای شخص یا دلال فرستاده می شد. در طول این 30 روز همه ی فعالیتهای بانکی سپرده گذاران پیشین همچنان قابل انجام بود و پس از این 30 روز سپرده هایی که هنوز به بانک دیگه ای متقل نشده بودند با چک به آدرس دارنده ی حساب فرستاده می شدن.

به نظر می رسه همه چیز خوب باشه ، اما اصل ماجرا اینجاست :

در موقع ورشکستگی Community Bank of Nevada معادل 1.52 میلیارد دلار دارایی و 1.38 میلیارد دلار سپرده داشت. اما بیمه ی ورشکستگی طوری بود که 4.2 میلیون دلار از این سپرده ها مشمول بیمه نمی شدند و بنابر این FDIC برای افرادی با بیش از 250,000 دلار سپرده وقتی رو معین می کرد تا در مورد سپرده هاشون با FDIC وارد مذاکره بشن و نهایتاً تعیین بشه که چه مقدار از سپرده ی اونها شامل بیمه میشه.

خب واضحه که کلی از مردم در این وضعیت برای مدتی به همه ی پولشون دسترسی ندارن. این شاید به تنهایی مهم نباشه، اما وقتی شما خبر ورشکستگی بانکتون رو بشنوین دیگه به اینکه همین الآن همه ی پولتون رو می خواین یا نه فکر نمی کنین، هر چه زودتر برای برداشت همه ی پولتون اقدام می کنین و این دقیقاً همون چیزیه که باعث می شه سیستم به سرعت از حالت تعادل خارج بشه.

البته طبعات اقتصادی این به همینجا ختم نمیشه و این یک زنجیره است که در خیلی جاهای دیگه هم تأثیر می گذاره. برای مثال در کنار بحران اقتصادی آمریکا که این 2 سال خیلی ازش شنیدیم بحران دیگه ای به نام subprime mortgage crisis  وجود داره که در سال 2007 خودش رو نشون داد و نوعی بحران شدید در بازار مسکن در آمریکا بود و ارتباط تنگاتنگی با بحران اقتصادی داشت. بخش زیادی از تأثیر بر زندگی مردم ناشی از وقوع بحران در بازارهای جنبی مثل مسکن، خوراک، پوشاک، درمان و ... است . شاید به زودی در این مورد هم کمی مطالعه کنم و برداشتهام رو بنویسم.

 برداشت من : راستش خیلی از نتیجه گیری خوشم نمی آد چون من خیلی سواد اقتصادی ندارم، برای همین اسمش رو گذاشتم برداشت من:

چیزی که فرق عمده ای رو بین ایران و آمریکا نشون می ده ساختار فعلی اقتصادی ماست. بانکهای اصلی کشور دولتی هستند و ساختار یکپارچه ای هم دارند و بانکهای خصوصی هم توانایی اجرای محدودی دارند و بنابراین خیلی تأثیرگذار نیستند. در صنعت هم متعاقباً اکثر صنایع هنوز یا کاملاً دولتی هستند و یا با نظارت مستقیم دولت اداره می شن. این یعنی انگار یک تیوپ بزرگ که هر چند شاید مقاومت خوبی داره اما سوراخ شدن یک بخشش به خالی شدن باد کل تیوپ منجر می شه. 

 البته مهمتر از این موضوع شایعه و بحث های پیرامون اونه. خطرناکترین اتفاق در وضعیت فعلی همینه که شایعه ای باعث بوجود اومدن بحران در یک بخش نظام اقتصادی بشه و مردم تصمیم به خروج از اون بخش بگیرن. در این شرایط ادامه ی کار اون بخش اقتصادی فقط بحران رو گسترده تر می کنه و شاید تأثیر اون رو به تعویق بندازه اما شدت تأثیر اون رو بسیار بالاتر می بره.

   + ایمن ; ٧:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۸
comment نظرات ()