پرواز به اوج

تولد ...

با یه جمله مشهور شروع می کنم : « هر کودکی که به دنیا می آید نشانه ی آن است که خدا هنوز به انسان امیدوار است »

چند روز پیش وقتی با یکی از دوستانم جایی می رفتیم چیزی رو بهم گفت که چند لحظه دهنم وا موند ... اون الآن تو خونه یک برادر ۲۵ روزه داره

به این فکر کردم  چه جالبه که تولد به همون اندازه شیرینه که مرگ تلخ ... به نظر من این فکر خیلی فکر متحجرانه و پلیدیه که آدم بگه وقتی یه نفر داره بدنیا می آد در حقیقت داره بدبخت می شه ... زندگی عین خوشبختیه ... نمی گم بعد از زندگی یا قبلش خوشبختی نیست اما خلقت انسان بدون زندگی بی معنی می شه ... حیات از بزرگترین نعمات خداست ... این که انسان بتونه زندگی رو تجربه کنه و از همه مهمتر آینده ی خودش رو خودش بسازه ... وقتی ما می تونیم هم نوعانمون رو ببینیم و با اونها دنیا رو پیش ببریم و زندگی رو بسازیم یعنی ما داریم تلاش می کنیم و وقتی داریم تلاش می کنیم یعنی زنده ایم ...

اما از اینها که بگذریم ... خیلی باحاله تو خونه ی آدم یه فسقلی باشه ... بخصوص که داداش یا خواهر آدم باشه ... البته فعلاً که فکر نکنم دوستان هم سن و سال من به فکر بچه باشن  

   + ایمن ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٦
comment نظرات ()