پرواز به اوج

غزه ، بریتانیا ، ما ...

یک چیزی را نمی فهمم . آیا من دانشجو حق دارم اگر از کارهای سفیر بریتانیا و کشورش خوشم نیامد ، حمله کنم به سفارت ، آنجا را تسخیر کنم ، شیشه های منزل سفیر را بشکنم ، مأمور انتظامی کشور خود را آتش بزنم و در محل سفارت تحصن کنم؟

آنوقت آقای وزیر و سخنگوی دولت حق دارند من دانشجو را متمدن بدانند ؟

آنوقت پلیس حق دارد ساکت بماند ؟

آنوقت اصلاً به وزیر خارجه و روشهای دیپلماتیکی مثل احضار سفیر و یا در بدترین شرایط اخراج آن احتیاج است ؟

آنوقت اگر من را سال بعد به مملکتشان راه ندادند تا از دانشگاه هایشان بهره بگیرم بازهم حق داشتم که این کار ها را کردم ؟ بازهم آنها غیر متمدن هستند ؟

آنوقت اگر هنگام ورود به کشورشان من را انگشت نگاری کنند به من توهین شده ؟

و هزاران آنوقت دیگه که با اتفاقات این روزها تو ذهن خیلی از دانشجو ها در مورد کارهای بعضی دانشجو ها و رفتار های در مقابل اونها شکل گرفته ...

دیدگاه من : راستش من هم مثل خیلی از انسانهای دیگه از فجایع غزه ناراحتم . اما اصلاً اتفاقات این روزهای تهران رو نمی تونم قبول کنم . مگر یک حرکت رو که خیلی ازش خوشم اومد . اینکه یک سری از دانشجو ها در فرودگاه تحصن کردند و خواهان این شدند که آنها را برای کمک همراه با حلال احمر به غزه بفرستند . حرکتی بود که به نظر شجاعانه ، انسانی و متمدنانه بود و البته قدمی برای عمل کردن بود تا حرف زدن ...

   + ایمن ; ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
comment نظرات ()