پرواز به اوج

فردا صبح ...

این سنت تا صبح بیدار موندن ما دانشجوهای ایرانی هم حکایتی شده برای خودش . دوره ی کارشناسی که بودم یادمه که تقریباً همه ی شبهای امتحانها رو بیدار موندم ، گاهی فقط 1-2 ساعت دم صبح یه چرتی می زدم و بعد هم می رفتم سر جلسه . جالب این بود که خیلی ها توی کلاس همین سیستم رو اجرا می کردن . البته دلیل فرق داشت . یک سری استرس داشتن و خوابشون نمی برد ، یک سری هم مثل من کل ترم رو درس نخونده بودن ( خوداییش من یکی بخاطر کار کردن بود نه تفریح ) و بعد حالا شب امتحان یه هو آی کیوشون به بی نهایت میل می کرد و کل درس ترم رو یک شبه می خوندن که البته هر چند اکثر جاها جواب می داد اما بعد افسوس می خوردن که کاش تو طول ترم درس خونده بودیم که بهتر می دادیم امتحان رو .

بدترین بخش برای من اونجا بود که یه بار تا صبح برای درس ریاضی فیزیک - که در طول ترم چون کلاس 8 صبح بود یکبار هم حتی سر کلاس نرفته بودم - بیدار موندم ، امتحان میان ترم بود . امتحان رو خوب دادم و نمره ی قابل قبولی گرفتم ، اما بعد از ظهر که داشتم به خونه می اومدم پشت فرمون خوابم برد و تصادف کردم !

فردا هم امتحان دارم ، کوانتم پیشرفته ، اینبار دوره ی ارشده و اصولاً باید جدی تر بگیرم ، که البته نمی گیرم ، کم سر کلاس رفتم - به همون دلیل قدیما ! کلاس 8 صبح - و الآن طبق منوال همیشگی بیدارم تا صبح ... یادمه اولین امتحان دوره ی کارشناسی میان ترم فیزیک 1 بود که من و یکی دیگه بیست شدیم ! فردا رو نمی دونم چه کنم اما اینبار دیگه بعیده 20 بشم ! اصولاً با این درس های سخت و استادهای سخت گیر مشروط نشدن سخته و 20 گرفتن محال !

   + ایمن ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۱۱
comment نظرات ()