پرواز به اوج

در ادامه !!!

بعد از پست احمق ، محمد که اون خبر رو در ریدر به اشتراک گذاشته بود این کامنت رو به پستم اضافه کرد :

ایمن، تا به حال در مورد پیش‌بینی وضع آب و هوا دقت کرده‌ای؟ وقت و انرژی زیادی بر روی شناخت معادلات حاکم بر رفتار سیالات صرف شده و مدل‌های بسیاری هم برای توصیف رفتار آن‌ها وجود دارد. ولی با این وجود هنوز هیچ جا با قطعیت صددرصد در مورد آب و هوا اظهار نظر نمی‌کنند، با این که کلیه معادلات حاکم کلاسیک هستند و مسئله تنها جمع‌آوری دقیق‌تر داده‌ها و حل گسترده‌تر معادلات است. همان‌طور هم که خودت می‌دانی شروع عملی نظریه آشوب هم با بررسی پدیده‌های جوی بوده. حالا من نمی‌فهمم برای یک سیستم پیچیده و حتی آشوب‌ناک دیگر به اسم مغز چرا موجودیت ویژه‌ای قائل می‌شوی و کلمه «احتمال» برایت این‌جا بار ارزشی منفی دارد. همان‌طور که گفتم، با توجه به روند کنونی علم، در دهه‌های آینده مدل‌های دقیق‌تری در سطوح مختلف برای توصیف رفتار مغز و انسان‌ها معرفی خواهند شد، و در آن زمان به طور مؤثرتری می‌توان در مورد رفتار هم جمعی و هم فردی انسان‌ها اظهار نظر کرد، و مدل‌هایی که رفتار هم جمعی و مه فردی انسان‌ها را توصیف کنند دور از ذهن نیستند. الان یادم نمی‌آید، الهه‌ای که کارش باران فرستادن بود چه بود؟!

گفتم در ادامه هم نظر اون رو نوشته باشم و هم نظر خودم رو شاید با کمی توضیح :

 من هم حرف محمد رو در قسمت اول کاملا قبول دارم و حتی تا حد زیادی در قسمت دوم هر چند که نمی شه این وسط چیزهای دیگه رو 100% حذف کرد .این بحثی بود که یه بار سر کلاس اطلاعات کوانتمی با دکتر صالحی هم داشتیم و بعداً سعی می کنم در موردش بنویسم .در حقیقت بحث من سر خود خبر نبود ، خبر یک کار علمیه که مطمئناً باید در موردش تحقیق کرد تا بشه در موردش نظر داد. بحث من سر نوع بیان خبر بود و بخصوص تیتر اون، راستش می خوام نظر عباس رو هم تآیید کنم ، که گفت تقصیر رسانه است ! و البته به این نظر این رو اضافه کنم که تا حدی تقصیر خود محقق و کلاً جامعه ی علمیه  که جلوی برداشت غلط از یک کار علمی رو نمی گیرن ( شاید یه نظارت جامع رو لازم داره که توسط افراد کاملاً علمی انجام بشه . )

در حقیقت این ترفند خیلی رایجی در رسانه ها است . اکثر اخبار علمی ، توسط مردم عامی  به طور کامل خونده نمی شه ، خب ، چیکار کنیم که خونده بشه ؟ یه تیتر تحریک کننده ! اما نتیجه چیه؟

 اونایی که خبر رو نمی خونن ، تیتر جذابِ اون در ذهنشون می مونه و تا مدتها بعد هرجا حرف از خودکشی بشه می گن:

 آره تو روزنامه خوندم که در فلان کشور دانشمندها تحقیق کردن و فهمیدن که اصلا خودکشی ربطی به روح و روان و این چیزا نداره ، همش مربوط به نوع و میزان مواد شیمیایی داخل مغزه !( خبر مشمول قانون یک کلاغ ؛ چهل کلاغ می شه ! )

اوناییکه خبر رو می خونن اگه از آنالیز داده ها و اینا چیزی سر در نیارن (که خیلی ها هم نمی آرن ) بازم براشون همین اتفاق می افته و برداشت شخصیه خودشون رو با خبر قاطی می کنن ! طبعاً اونها هیچکدوم از اعداد نوشته شده در خبر رو حفظ نمی کنن تا بعداً هم بیانش کن ، شاید یکی در جمع باشه که بتونه مفهوم دقیق خبر رو بیان کنه !

می مونه تعداد اندکی از افراد که برداشت درست رو از خبر می کننو حتی اگه تیتر با خبر نخونه این رو متوجه می شن! اینها دقیقاً همون افرادی هستند که در بحث های عمومی مخالفان اون افراد دسته ی اول یا دوم هستند و البته تعدادشون هم خیلی کمه !

نتیجه فقط یک چیزه : یه خبر تحریف شده و بعضاً غلط که به صورت یک شایعه در بین مردم پخش می شه !!!

اتفاقاً 2 تا نمونه ی خوبش همین اواخر اتفاق افتاد :

 یکی این خبر که به علت قطع برق در یکی از روستاهای هلند ، 9 ماه بعد تعداد زاد و ولد 44 % افزایش یافت !!! نظر محمد در این باره :

جدی این خبر را باور کرده‌اید؟ یعنی واقعاً تا این همه تحت تاثیر لحن و کلمات موجود در یک خبر قرار می‌گیرید؟؟ من فکر می‌کنم فقط خواسته‌اید چیزی را که دوست دارید باور کنید، نه لزوما بررسی یک همبستگی بین دو مجموعه داده را. ( این نظر من هم هست )
 
یکی دیگه هم خبر بازگشایی فاز جدبد LHC بود که خیلی ها با توجه به حرفهای تحریف شده در مورد اون می گفتن : "می گن اگه بزارن این دستگاهه شروع به کار کنه ، زمین و کله منظومه ی شمسی بلعیده می شه !!!! ( می دونین که حتی وکلایی بودن که به دادگاههای بین المللی بخاطر این قضیه شکایت کردن تاشاید جلوش رو بگیرن ؟!!! )

   + ایمن ; ٥:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۱٠
comment نظرات ()