پرواز به اوج

۱۰ گانه ...

۱. بايد اعتراف كنم كه چند وقتيه بدجوري حرص شهرت پيدا كردم ! البته نه از اون نوع كه معموله ! يه ذره خاص تر ...

۲. ترم ديگه غوغاست ! قطعات نيمه رسانا ، quantum computing ، مكانيك آماري ، تربيت ۲ و عمومي اينا قطعيه ... تازه ديوونه شدم ممكنه اگه جور بشه برم از دانشكده رياضي هم نظريه گراف بگيرم ! اگه نشه هم فسفه علم و يه درس از دانشكده اقتصاد ... تازه تر به همه ي اينها پروژه رو هم بايد اضافه كنم كه دكتر جعفري يه آشي برام پخته روش يه وجب روغن ! البته اين يكي رو پايم ، هر چي باشه ان شاء ا... از توش كلي مقاله و اگه خوب پيش بره پول در مي آد   

۳. آي دلم مي خواد برم به اين دكنر فلاني بگم آخه دو زار اگه در رفتار و حرف زدن از اين دكتر جعفري و سيد علايي ياد گرفته بودي هم ۳ برابر الآن سواد داشتي هم اگه برات سر و دست نمي شكوندن لا اقل من و مهسا و دكتر موحد كارهامون رو با تو ول نمي كرديم كه اينجوري حرص بخوري ! ( دكتر فلاني از اساتيد دانشگاه ما هستند كه در مغرور بودن رو دست ندارن ! )

۴. كم مي خونم واسه كنكور ... با تصميم مشتركي كه گرفتيم كمي سست شدم ! امسال بعيده قبول بشم ... تا سال ديگه هم شايد رفتيم !

۵. امروز محسن زنگ زد . تابستون با هم درس مي خونديم . اهل اهوازه و همونجا هم زندگي مي كنه ... گفت اگه خدا بخواد عيد عقد مي كنه ! كلي خوشحال شدم ...

۶. كاش اين ترم Game Theory دانشكده رياضي ارائه مي شد ... از دست دادم  البته خودم مي خونم سر فرصت اما خب آكادميك خوندنش يه چيز ديگه بود ... اونم سر كلاس دانشجوهاي ارشد ...

۷. چند روز پيش داشتم به دوستان مي گفتم ترم بعد فكر كنم اگه خدا بخواد تنها ترمي در كل دوران تحصيلمه كه واقعاً دوست دارم درس بخونم ... اين شايد از مزاياي استاد خوب داشتنه !

۸. توام خوب داري نويسنده مي شي ها ...

۹. امسال اونايي كه خبر ندارن از بليط خبري نيست بدجوري ركب مي خورن !  حداكثر برا خودم و بعضيا

۱۰. ما ...

   + ایمن ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/۱۱
comment نظرات ()