پرواز به اوج

‌Big ...

چند زوز پیش داشتم فیلم Big رو از تلوبزیون می دیدم . نمی دونم دیدید یا نه ، اما به طور خلاصه داستان اینه :

پسر بچه ای 12-13 ساله آرزو می کنه بزرگ بشه ، همین اتفاق هم می افته و با مشکلاتی روبرو می شه ، اول خانواده اش نمی شناسنش و مجبور می شه از خانه فرار کنه ، به سراغ پیدا کردن کار می ره و نهایتاً در یک شرکت اسباب بازی سازی استخدام می شه ، به طور اتفاقی وقتی موقع بازی در شهر بازی بود ( با همون هیکل گنده ! ) با زئیس شرکت رو برو می شه که برای بازدید اومده بوده ، کم کم رئیس از او خوشش می آد و او رو به سمت مشاور ارشد خودش در بررسی کیفی اسباب بازی ها انتخاب می کنه ، با گذشت زمان اون بیشتر به زندگی بزرگها عادت می کنه و در عین حال به خاطر روحیات بچه گانه اش با پیشنهاد های بچه پسندانه تر کار شرکت رو رونق می ده ! و ... نهایتاً بخاطر دلتنگی از خانواده دوباره آرزو می کنه تا بچه بشه ...

اما نکته ای که من توی این فیلم برام جالب بود پوچ بودن نظام آموزشی بود ! یعنی چی :

اگه از یک بچه بپرسی چرا باید بری مدرسه ؟ می گه که درس یاد بگیرم ، بزرگ بشم و بعد برم سر کار و ... در حقیقت نقطه ی عطف این حرف همینه که این بچه ، فکر می کنه که برای کار کردن باید بره مدرسه ! اما این فیلم تلویحاً داره می گه حتی برای یک موقعیت شغلی خوب هم الزاماً احتیاجی به نظام آموزش و پرورش بیشتر از همون محتوای ابتدایی نیست مگر برای پیوستن به همین نظام ، یعنی نظام آموزشی ... در حقیقت این نظام برای اون طراحی شده که صرفاً این موجودات ( کودکان و نوحوانان ) را یه جایی سرکار بگدارن تا موقعی که به بلوغ جسمی برسند ! و اِلا از لحاظ توانایی برای کارهای ذهنی چیزه زیادی به اونها اضافه نمی شه ! کدوم بقال و مغازه دار و مدیری احتیاج به مشتق و انتگرال و حتی ریشه پیدا کردن اعداد داره ؟ با اینکه فلان ابر اسمش چیه ؟ ( دقت کنید که این مورد آخر رو توی ایران در علوم دوران راهنمایی درس می دن اگه درست یادم باشه ! )

نمی گم نظام آموزشی پوچه ! از همین نظام بعدها کلی مهندس و وکیل و غیره خارج می شه ... اما بحث سر بازدهه ... دانشگاه های ما یا هر جای دنیا ، سالانه چند تا ورودی داره ؟ و سالانه چند تا فارغ التحصیل ؟ و از این تعداد چند نفر در شغلی مربوط با رشته هاشون مشغول به کار می شن ؟ همین سؤال رو می شه در مورد نظام آموزش مقاطع پایین تر هم مطرح کرد ... کاش کمی به جواب این سؤالها فکر می شد و صرفاً به خاطر راهی که سنت شده همین مسیر رو به همین شیوه ادامه نمی دادیم !

   + ایمن ; ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٤
comment نظرات ()