پرواز به اوج

 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت         وآن مواعید که کردی مرود از یادت

 

هر چه بود گذشت ... حال سالی دگر از عمرمان در نوردیده و سالی نو دق الباب کرده ... شادی و غم هرچه بود رفت ، خدا کند تجربه مانده باشد که شادی افزون شود و غم را کاهش آید . عزیزانی را که از دست دادیم یادواره ای در قلب می سازیم که خدایشان بیامرزد و پروازشان بخاطر ماند ... کنون که ساعاتی به تحویل سال مانده ندای امید دهنده ی

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد            عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

 

را در دل زمزمه می کنیم و چشم به روزگار خوش داریم که گفت

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت               دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

 

و می پذیریم حکمت دانای غیب را که شنیده ایم می گویند

 

هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب            باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور

 

سال را با نیکووی آغاز می کنیم و لحظه لحظه اش را می کوشیم تا نیکویی اش افزون شود .

 

سال نو را با دلی آکنده از محبت ، خالی از کینه ، چشمی باز ، دلی پر امید و با لبخندی بر لب آغاز می کنم و از خدایم ، دوست جدانشدنی ام  ، لبخندش را آرزو می دارم و عزت و سرافرازی و شادی و موفقیت و هر آنچه نیکوست در جهان ، برای خود و عزیزانم  و البته دوری هر آنچه پلیدی و زشتی است از همه مان ...

 

بر سر هفت سین اجدادمان می نشینیم و با ندای

 

 ای تغییر دهنده ی قلبها و چشمها

 

ای نظم دهنده شب و روز

 

ای متحول کننده ی حالها

 

حال ما را به بهترین حال متحول گردان

 

سال آغاز می کنیم ...

برای همتان نیک ترین آرزوها طلب می کنم و از او خوشبختیتان را آرزو می دارم ...

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

 

بادت اندر شهریاری بر قرار و بر دوام

 

سال خرم ، فال نیکو، مال وافر، حال خوش

 

اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام

 

 

عیدتان مبارک ...

   + ایمن ; ۳:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٩
comment نظرات ()