پرواز به اوج

گل نرگس یا نرگس گل ...

وقتی می فهمم چقدر از ایران دور بودم که خواهر فسقلیم که وقتی داشتم می اومدم فقط 5 سالش بود حالا برای خودش خانومی شده و همه از کمالاتش تعریف می کنند، قدی کشیده و برام خوش زبونی می کنه. بهم به انگلیسی اس ام اس می زنه و وقتی زنگ میزنم بهش اول یه ذره انگلیسی حرف می زنه که بگه چقدر پیشرفت کرده. کلی دیگه از موبایل و کامپیوتر سرش می شه و من نمی خواد حرص بخورم وقتی یکی در این موارد ازم سوال داره چون می گم بدین نرگس بلده. یه جورایی یاد بزرگ شدن خودم می اوفتم و همین در کنار هم نبودنمون رو برام سخت تر می کنه. به این فکر می کنم که خدا کنه این دوری جغرافیایی باعث دوری دلهامون نشه. دلم روشنه که نمی شه. 

   + ایمن ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٧
comment نظرات ()