پرواز به اوج

سالگرد...

چیزی تا اولین سالگرد عقدمون نمونده و حدود یک ماه بعدش هم سالگرد عروسیمونه. امروز تصمیم گرفتم روزشمار بنویسم براش. یعنی از اولین روزی که ماجرای ازدواج مطرح شد تا روزی که از ایران رفتیم. اگرچه از ایران رفتنمون مدتی بعد از ازدواجمونه اما وابستگی ماجراها اونقدر هست که اگر تا موقع ازدواج بنویسم بعضی از ماجراها نصفه می مونه که شدیداً حیفه.

می خوام یه نسخه ی برای خودمون بنویسم، و شاید به مرور برخی بخشهاش رو اینجا بگذارم. این یک سال و دو سه ماه برای من و جوانه پر از ماجرا بود که خاطرات جالبی برامون ساخته. نوشتنش خالی از لطف نیست.

پینوشت: نمی دونم چرا اینجا زمان اینقدر سریع می گذره. هیچی نشده آخر ترم ِ و پس فردا اولین امتحان پایان ترم! باز امتحانها نزدیک شد و ایده های جالب غیر درسی به ذهن من رسید!

   + ایمن ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٤
comment نظرات ()