پرواز به اوج

دو روز با David M. Lee

David M. Lee

دیروز و امروز David M. Lee برنده ی نوبل فیزیک 1996 مهمان دانشکده ی ما بود. دیروز سخنرانی ای عمومی برای تمام دانشجویان در باب ابرشارگی در هلیوم 3 داشت ( نوبل 96 ) . امروز  هم در مورد آخرین کاری که در حال حاضر در دانشگاه Texas A&M در حال کار کردن بر روی آن هستند برای دانشجویان و اساتید دانشکده سخنرانی کرد. نهار را هم در محیطی صمیمی در یکی کلاسهای کوچک دانشکده همراه با همسرش با دانشجویان دکتری صرف کرد و به سؤالاتمان پاسخ داد. در موقع نهار سؤالات بیشتر به زندگی و حواشی تحقیقاتش مربوط بود تا مستقیماً با تحقیقاتش. چند چیز برایم در مورد ایشان جالب بود:

1. فاندش را در دانشگاه Cornell  که تا 2 سال پیش آنجا بوده قطع کردند! برای همین به Texas A&M رفته است. برای ما کمی عجیب بود که آخر چرا باید فاند یک نوبلیست را قطع کنند ! عجیب تر آن بود که در 79 سالگی و بعد از بازنشستگی چقدر همت داشته که حتماً این مقاله اش را ادامه دهد و برای همین به دانشگاهی دیگر رفته و کلی وقت و انرژی صرف کرده تا دوباره آزمایشگاهی برای خودش علم کند و ...

2. در کار فعلیشان پدیده هایی هست که هنوز در مورد جوابش مطمئن نیستند. در توضیح این پدیده ها خاشع بود و ادعایی نداشت و به راحتی نمی دانم می گفت . کاری که خیلی ها نمی توانند.

3. همسرش دکتری بیو شیمی داشت و استاد دانشگاه بود، با این حال می گفت 40 - 50 سال پیش پیدا کردن کار در آمریکا برای یک استاد زن بسیار سخت بود. برایم عجیب بود شنیدن این حرف ...

4. تأکید داشت که اگر هنوز زمینه ی کاری خود را انتخاب نکرده اید حتماً وارد زمینه ای شوید که در فیزیک حسابی فعال باشد. وقتی از او پرسیدم که خودش کدام زمینه را فعالترین زمینه ی فیزیک می داند گفت قطعاً گرافین !

5. یکی از دوستانمان در مورد فیزیکدان محبوبش پرسید، گفت هیچ کس را نمی گویم چون هر کس یک عیب دارد و هیچ کس شایسته ی کاملاً ایده آل بودن نیست. اما توصیه می کنم زیاد در مورد فیزیکدانهای بزرگ گذشته بخوانید و یاد بگیرید که چگونه کار می کردند.

6. 45 دقیقه سخرانی دائماً ایستاده برای فردی 79 ساله خیلی آسان نیست، آن هم در زمینه ای که خودش مبدأش باشد ، آنهم برای کسانی که شاید هیچ چیز در موردش نخوانده باشند. اما جذاب سخنرانی کرد و مفید.

7. می گفت که زیاد با فیزیکدانهای زمان خود در ارتباط باشید و بخصوص فارغ التحصیل که شدید همیشه با اطرافیانتان تبادل نظر کنید و نامه بنویسید و مقاله بخوانید. می گفت ما این کار را زیاد می کردیم بجز با مقالات و نشریات روسی ! و افسوس می خورد از اینکه چرا با روسها خیلی ارتباط نداشتند.

اینجا می توانید اتوبیوگرافی او را بخوانید.

   + ایمن ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٤
comment نظرات ()

بچه های این دوره زمونه ...

پای وب کم با جوانه نشسته ایم داریم با خواهر 7 ساله ی من در ایران صحبت می کنیم. می گوید در مدرسه شان هر کدام یک قایق ساخته اند. قرار است قایق ها را به مسابقه بگذارند. دنبال اسم می گردد برای قایقش. از ما نظر می خواهد.

من می گویم بگذار کلک ...

می گوید کلک یعنی چی ؟ این که اسم نیست. جوانه می گوید چرا به بعضی قایقها کلک هم می گویند. می گوید نه خیر، قایق به انگلیسی می شود canoe !!!

   + ایمن ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۳
comment نظرات ()