پرواز به اوج

چهار شنبه سوری ...

یه سؤال جدی دارم: اگه واقعاً با جشن و شادی کردن و خوشحال بودن مردم در چهارشنبه سوری مشکلی نیست خب چرا بجای اینجور رفتارهای تهدید آمیز به صورت کاملاً کنترل شده خود دولت و شهرداریها مراسمهای باشکوه آتش بازی رو در محلهایی خاص برگزار نمی کنن؟

پی نوشت : تقریباً هفته ای یکبار توی اخبار ها می بینم که از چین و روسیه و کلی کشور دیگه تصاویر مراسم شادی در تلویزیون خودمون پخش می شه. جشن های فوق العاده با شکوه از مانور هواپیما و جشن پرواز بالنها گرفته تا ساخت مجسمه های یخی و شنی و برگزاری کارناوال های مختلف . در اکثر اونها مردم یا نظاره گرن یا در حال انجام دادن رفتارهای بی خطر. اما در عین حال کلی مراسم هیجان انگیز مثل آتیش بازی توسط متخصصین و به صورت کنترل شده انجام می شه و مردم هم کلی ذوف می کنن و به جای اینکه خودشون رفتارهای پر خطر انجام بدن ، نظاره گر این نمایش ها می شن. اونوقت یارو اومده توی تلویزیون می گه فقط در کشور ما این آسیبها و خطرها در چهارشنبه سوری ایجاد می شه و در سایر جاهای دنیا نمی بینیم که همچین اتفاقاتی در جشن ها بیافته !

   + ایمن ; ٥:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

شغل خوب ، اقتصاد بد ...

صبح یه هو هوس کردم برم ببینم فیزیکدانها از لحاظ حقوق سالانه در رده ی چندمین شغل هستن . اینجا  با استفاده از این این آمار زیر رو می ده :

در آمریکا یک فیزیکدان به طور میانگین سالی 95580 دلار حقوق میگیره که از این نظر در رده ی 30امین شغل قرار داره ( از مجموع 821 شغل )

اما جالبتر اینکه top 10% در فیزیکدانها به طور میانگین 143570 دلار در سال حقوق می گیرن و در از این نظر در رده ی 12امین شغل هستن.

طبق این آمار، پر درآمدترین شغلها متخصص بیهوشی (184340 دلار) و جراحی(184150 دلار) است و کم درآمد ترین شغلها ظرف شویی(20800 دلار)  و آشپزی در فست فود ها(15960 دلار).

بازیگرها با میانگین 44000 دلار در سال در رده ی 347ام هستن که البته top 10% آنها با میانگین 102000 دلار در سال در رده ی 123ام هستن. چیزی که باعث می شه بر خلاف تصور بازیگرها در رده ی پایینی قرار بگیرن تعداد زیاد آنها و مدت زمان کاری کم و غیر دائمه . در حقیقت چون اینجا داره میانگین می گیره ، با زیاد بودن تعداد بازیگرها و اینکه اکثراً حقوق خیلی زیادی نمی گیرن ، حقوق های میلیونی تعداد معدود ستاره ها هم این وسط گم می شه. این حتی در مورد 10 درصد بالایی هم صدق می کنه.

پی نوشت:

 اکثر فیزیک دانها در ایران مجبورن محیط آکادمیک رو برای کار انتخاب کنن. دقیق نمی دونم اما فکر می کنم اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در بهترین وضعیت ماهی حدود 2 میلیون تومن حقوق می گیرن که یعنی سالی 24 میلیون تومن و به عبارتی حدود 24000 دلار! تازه این در بهترین وضعیته نه میانگین!

من سال پیش جایی به عنوان مسئول شبکه و سایت کامپیوتر کار می کردم و با کلی چک و چونه ماهی حدود 300 هزار تومن حقوق می گرفتم و البته بیمه هم نشده بودیم. حقوقی که برای یک همچین شغلی در این آمار هست سالی 65260 دلاره که می شه به عبارتی حدود 5438 دلار . یعنی تقریباً ماهی 5میلیون و 400 هزار تومن !!! جالبتر اونکه جایی که کار می کردم دولتی بود و مسئول مالی اونجا گفت صرفنظر از تخصص و توانایی هات ما صرفاً بر اساس مصوب دولت با توجه به درجه ی مدرکت بهت حقوق میدیم و با همین استدلال حقوق من اگر آبدارچی می شدم هم فرقی نداشت و همین مقدار بود . عملاً تنها معیار حقوق دادن مدرک کارمند و مدت زمان کارش و البته در بعضی موارد ساعت کاری ( شیفت شب یا شیفت روز ) محسوب می شد.

سعی می کنم بعداً اعداد بیشتری در بیارم و مقایسه کنم.

   + ایمن ; ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
comment نظرات ()

خبر بد ...

امروز خبر دار شدم که دیروز دکتر بنفشه گلستان از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران و همسر دکتر کراسوس غفوری تبریزی ( رئیس گروه فیزیک دانشگاه شهید بهشتی ) در اثر بیماری پس از 3 ماه درمان به صورت نا بهنگام فوت کرده اند. ظاهراً مجلس ختم ایشون هم جمعه در مسجد النبی تهران از ساعت 19 الی 20.30 برقرار است. *

خدا بیامرزدشون.

پی نوشت : بعضی آدمها عجیب صبور اند. دکتر غفوری تمثال یکی از این آدمهاست. امروز که خبر رو شنیدیم حیران بودیم. 3 ماه بود که همسرشون مریض بودن اما در این مدت سعی کردند اصلاً در روحیه اشون تأثیر منفی نگذاره و در کارشون هم. با اینکه ظاهراً بشدت امروز در مراسم متأثر بودن اما هیچ کدوم از مایی که این مدت ایشون رو هر از گاهی می دیدیم از رفتارشون چیزی حس نکرده بودیم. خدا باز هم بهشون صبر بده.

* این خبر به نقل از روزنامه اطلاعات است و اگر تغییری کرد خبر می دهم.

   + ایمن ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٩
comment نظرات ()

انتخاب غلط ...

یکی از مهمترین دغدغه های دوران تدریسم این بود که در جلسه های دیدار با اولیا به مادر و پدرها و بخصوص مادرها بفهمونم که تنها راه سعادت بچه هاتون این نیست که حتماً المپیادی بشن یا دکتری بگیرن یا رتبه ی 1 کنکور بشن. البته هرچند اونجا سرشون رو تکون می دادن و افه ی روشنفکری می گرفتن که درست می گم و حرفم رو قبول دارن اما باز هم همون نگرانی ها بود و همین باعث فشار روی بچه ها می شد.

یکی از قربانی های این ماجرا یکی از نزدیکان من بود که در سه مقطع قربانی این حس مادر و پدرها شد. اول موقع انتخاب رشته ی دبیرستان خانواده اش قانعش کردن که به مدرسه اش که انسانی نداشت رو عوض نکنه و همین رشته ی ریاضی رو بخونه. اون هم به قول مدرسه که پیش دانشگاهی براشون فشرده دوره ی انسانی می گذاره اگر بخوان اعتماد کرد. مقطع دوم وقتی بود که مدرسه زمان پیش دانشگاهی زیر قولش زد و به جاش این امکان رو داد که کسایی که می خوان انسانی بخونن برن به یکی بهترین مدارس انسانی تهران. اون موقع خانواده اش سعی کردن قانعش کنن که همین ریاضی فیزیک بخونه. بعد از یک سال تلاش زیاد رتبه ی خوبی آورد طوری که می تونست اکثر مهندسی ها رو بخونه. اینبار خانواده اش به شدت سعی کردن قانعش کنن که بره مهندسی و در مقابل اینکه اون نمی خواست رشته ای رو بخونه که فیزیک و ریاضی زیادی داشته باشه با مشاوره ها و ترغیب های غلط مادر و پدرش که احساسی برخورد می کردن و مشاورهاش که معتقد بودن عقلش نمی رسه قانع شد که بره مهندسی متالوژی بخونه!

نتیجه اینکه بعد از یک ترم مشروط شدن و یک ترم رو لبه ی مشروطی تصمیم گرفت تغییر رشته بده و با هزار تا بدبختی حالا رفته مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران اونهم با کسایی که یک سال از خودش کوچکترن . اونهم کسی که همه معتقد بودن اگه از اول انسانی می خوند می تونست رتبه ی خیلی خوبی بیاره و حتی حقوق قبول بشه. تازه این خیلی مثال ساده ای بود که عاقبتش هم خیلی بد نبود.

این بیماریه ای که شدیداً توی کشور ما رایج شده اخیراً . خانواده ها به شدت علاقه مند به اسم دکتر و مهندس برای فرزاندانشون هستن. من اتفاقاً خیلی با افرادی که خودشون برا خودشون دیوونه ی اسم دکتر یا مهندسن مشکل ندارم. به نظرم چشمشون کور دندشون نرم. اما وقتی خود بچه ها که عموماً خیلی ذهن درگیری ندارن توی فشار خانواده ها قرار می گیرن این دیوونم می کنه.

بابا یکی استعداد موسیقی داره ، یکی استعداد نقاشی، یکی خوب فوتبال بازی می کنه، یکی تو بازار می تونه خوب پول در بیاره و حتی یکی خوب می تونه حرف بزنه و جون می ده واسه بالا منبر رفتن. چرا همه ی این موجودات باید ریاضی 1 و فیزیک 1 پاس کنن چون مادر و پدرهاشون از جهل و سادگی و احساس بچه شون سوء استفاده می کنن تا بچه شون لیسانس بگیره و در مسیر دکتر یا مهندس شدن قرار بگیره؟! کی می خواد این فرهنگ غلط از بین بره؟ موندم الآن که کلی دکتر و مهندس بیکار داریم چرا هنوز این تفکر غلط از بین نرفته ؟

پینوشت : جوانه امروز ازم پرسید تفکری بوده که قبلاً داشته باشی اما نظرت عوض شده باشه الآن ؟ گفت آره. دبیرستان و سالهای اول لیسانس که بودم فکر می کردم تنها راه موفقیت اینه که دکتری بگیرم. الآن در بهترین وضع معتقدم فقط یکی از میلیونها راه موفقیت ( که به قول فیلم مارمولک به تعداد آدمهاست ) دکتری گرفتنه! ( به شخصه دکتری فیزیک گرفتن رو در ایران در 10 درصد پایین این میلیونها راه موفقیت قرار می دم. *)

* حضرات دکترای فیزیک ناراحت نشن . نظرم شخصیه .

   + ایمن ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
comment نظرات ()

قدم به قدم ...

شکر خدا دیروز ، روز قبل از ولادت پیغمبر (ص) و امام صادق (ع) ، یک قدم بزرگ دیگه هم به خیر و خوشی برداشته شد. ان شاء الله نتیجه ی اش هم تا خیر و خوب باشه در همون راستایی که ما می خواهیم . حالا دیگه رفت تا ...

خدا کنه همه چیز خوب و همونجوری که می خوایم پیش بره ان شاء الله ...

پینوشت : چی گذشت این یک هفته به من . چی گذشت !!!

   + ایمن ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٢
comment نظرات ()

برو بمیر ...

بعضی ها مرده شون هم برای اطرافیانشون سودمندتره هم برای خودشون. برای اطرافیانشون بخاطر اینکه دیگه به اونها ضرر نمی رسونن. برای خودشون برای اینکه دیگه کسی بیشتر از این نفرینشون نمی کنه!

   + ایمن ; ۳:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٧
comment نظرات ()

Unique International Statute Law

There is something which is bothering me for a while. If there was a unique international statute law which was accepted by all countries, wasn't the life better?

Maybe it’s ridiculous by first thought, specially law has a tight relation with ideology. As an example, French government believes in full separation between politics and religious and in return Iran's government believes there should be a strong relation. So it’s a complete paradox between these two ideologies.

But let’s think as a physicist. This sounds like particle and wave behavior of light which was thought as a paradox in early previous century. But what some more open-minded guys created, made a new window of thought which both wave and particle behaviors can be co-exist in this new model.

It may seem stupid, but nowadays among all of my daily problems some part of my mind is considerably working on probability of existence of a suitable frame for such a Unique International Statute Law.

So is there any comment? Any thought that would help me in this?

 

   + ایمن ; ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٤
comment نظرات ()

انزجار ...

هر روز که می گذره در صد انزجار تو خونم بیشتر می شه ...

   + ایمن ; ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۳
comment نظرات ()