پرواز به اوج

توهم ...

 هقته ی پیش اولین گودبای پارتی رو رفتیم ، فعلاً این یکی ، فکر کنم تا آخر تابستون یه 20 تایی بشن این جماعت به فرنگ رفته ...

هوررااااا همسایه شدیم ...

یکی از رئوس مثلث قدیمیه سه کله پوک داره می ره اون دور دورا ... دو تا رأس دیگه کلی دلشون تنگ می شه ... ناراحت

کسی یه مسابقه ی عکس داخلی یا خارجی با جایزه ی خوب سراغ نداره ؟ کلاس چطور ؟‌

   + ایمن ; ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٢٤
comment نظرات ()

گرایش ...

گرایش فوق لیسانس : سیستمهای پیچیده ...

گرایش دکترا : سیستمهای خفن پبجیده !

   + ایمن ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٢۱
comment نظرات ()

کار جدید ...

امروز بعد از مدتها قالب بلاگم رو عوض کردم ، قالب قبلی رو خودم ساخته بودم و برا همبن خب خیلی دوسش داشتم اما بهرحال کمی تنوع خوبه ... مهمترین چیزی که لازم داشت همین دسته بندی موضوعی بود ...

امروز برای اولین بار از اینترنت خرید کردم . دم این بانک پارسیان گرم ، تقریبا یه زور به آدم خدمات می دن !

   + ایمن ; ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٩
comment نظرات ()

شکمو ...

تازه فهمیدم من چرا هی دارم چاق تر می شم ...

مشکل از اینجاست که نمی تونم در ریختن خورشت و برنج تعادل ایجاد کنم ، مثال :

اول یه بشقاب برنج می کشم و مقداری هم خورشت ، خورشت تموم می شه اما هنوز برنج مونده ، بعد خورشت می کشم باقی برنج ها رو بخورم اما خورشت زیاد می آد ، دوباره برنج می کشم و خورشت کم می آد و خلاصه ادامه می دم تا اینکه یک قاشق برنج اضافه بیاد و اون رو حاضرم بدون خورشت بخورم ... حالا حساب کنین که بعد از این مدت احتمالاً 2-3 بشقاب غذا خوردم !

   + ایمن ; ٤:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٥
comment نظرات ()

عنوان بی عنوان ...

از کرامات دانشگاه ما آن است که در روز آخر 50 هزار تومان از جیب کیف ما زدند .ناراحت جالب اونه طرف فقط 5000 تومنی دوست داشته و 2000 تومنی ها رو نبرده ...

چند وقت بود مونده بودم چرا برق همه جا میره اما برق ما نمی ره ! تحقیق کردم دیدم چون کوچه ی بالایی مون خونه ی هاشمی و چند تن دیگه از سران است شمال نیاوران برقها نمی  رود ! نیشخند

   + ایمن ; ٥:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٠
comment نظرات ()

ٍESR ...

تشدید دقیقاً وقتی رخ می ده که الکترون تصمیم می گبره تنها باشه !

می فهمی که ؟ ESR رو می گم ... با الکترونهای کوپل شده کاری نداره !

 

پینوشتهای بی ربط :

1. از وقتی این گوگل ریدر اومده نون این کانتر بلاگ ما آجر شده . الآن فقط روزانه ۲۰ تا ۳۰ بار از طریق خود بلاگ باز می شه که توی کانتر بیافته ... حالا بماند که نمی دونم 20 ام و 21 ام خرداد چه خبر بوده که 155 تا بازدید در یکی و 83 در اون یکی ثبت شده !

2. شدم مثل علی دایی ، بعد از دوران بازیگری , حالا می خوام در قالب مربی هم جام رو کسب کنم ...

   + ایمن ; ٢:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۳
comment نظرات ()

هر کسی از " زن " خود شد یار من ...

١. سه تا دوست قدیمی (‌ پسر ) دارن با هم حرف می زنن . دو تای اول زن نگرفتن . یکی کار آزاد داره و اون یکی هم از این بچه سوسولهای از جیب پدر خور ِ ! سومی هم دانشجوی پزشکیه و تازه گی ها زن گرفته :

اولی به سومی : خاک تو سرت ، رفتی خودت رو بدبخت کردی ، هرچی پول داری حالا باید خرج زنت کنی ...

دومی به سومی : راس می گه ، تازه خره ، کلی مسافرت مجردی و عشق و حال رو هم از دست دادی .

سومی به اولی و دومی : ساکت شین بابا ... شما ها نمی فهمین چقدر برا پروستات خوبه !!!!!!!

 

2. پیامک تبلیغاتی : هقته ی قوه ی قضاییه در سال توآوری و شکوفایی گرامی باد ( آیا می دانید تا پایان تیر 1387 تمام دادگاه های تهران مکانیزه می شوند ؟‌‌ )

فکر کنید : از آخر تیر بجای قاضی ربات می زارن ، تازه دیگه به منشی دادگاه هم نمی شه زیر میزی داد چون هم میزی وجود نداره هم  احتمالاً منشی هم از این خانوماییه که فقط صداشون می آد!!  (‌مثل تو بانک )

 این دومی قابل توجه آقایونی که کارشون زیاد گیر دادگاه ...

 

پینوشت : دوستان دبستانی که دنبال غلط دیکنه ای هستن ، اسم به عمد اینجوری نوشته شده !

   + ایمن ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱
comment نظرات ()