پرواز به اوج

حاجی فیروز ...

این هفته رو که همش به خرید گذروندم ، از این مغازه به اون مغازه ... امروز هم که در دو سانس برنامه ی آتیش بازی داریم و خوش گذرونی .

اما در حاشیه ی این ایام ، از یک چیز خیلی لجم گرفت ، اوایل هفته داشتیم توی تجریش خرید می کردیم که یه هو با صدای مأمور مأمور ، یه تعدادی آدم با بساط فروش وسایل آتیش بازی پا گذاشتن به فرار . خب تا اینجا طبیعی بود ، هر سال همینه ، با اینکه به شدت مخالف این حرکتم اما خب کاریش هم نمی شه کرد . اما یه چند دقیقه گذشته بود که دیدم یکی از این مأمورین نفهم (!) دستبند زده به حاجی فیروز و داره می برش . طفلک پسر جوونی بود که داشت دایره می زد و می خوند که آقای مأمور به جرم سد معبر گرفتش .

خیلی وقتهای می گفتم مأمورن و معذور . اما اینبار واقعاً ازشون بدم اومد . و بخصوص از اون کسایی که دستور دادن حتی حاجی فیروز ها رو هم بگیرن . چه مملکتی ساختیم برا خودمون ...

   + ایمن ; ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
comment نظرات ()

درس ...

حالا کلی وقت دارم که باید همش رو صرف درس خوندن بکنم ... کار و بار دیگه تمومه و فقط می پردازیم به درس و این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست ! 

معمولاً تحمل کردن آدمهایی که خیلی سرشون شلوغه برای خانواده و دوستانشون سخته ، چون با اینکه این حق مسلم اونهاست که براشون وقت داشته باشی ، اما خیلی پیش میاد که وقت نداری . ممنونم از تحملت لبخند

   + ایمن ; ٦:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
comment نظرات ()

روز سگی ...

امروز

   + ایمن ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٧
comment نظرات ()

سر شلوغ ...

اینجام ... سرم شلوغه ...

تبلیغ: قراره فیلمهای خوب فجر رو نمایش بدیم . مثل " درباره ی الی " ، " تردید " ، "زادبوم" و ...

   + ایمن ; ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥
comment نظرات ()

 

١. در راستای گودبای پارکینگ محمد : علیرضا خجالت بکش دستات رو در بیار ! شیطان( احسان نوبت توه چشمک)

2. چند وقته پای هر دستگاهی که میرم دچار گرفتگی الکتریسیته ی ساکن می شم ! اونم نه از اون جرقه های معمولی ، رسماً شک بهم وارد می شه ! این بار آخری همچین جرقه زد ، کامپیوتر ریست شد ! این در مورد ماشین و تاکسی و دستگیره ی در و همه چیز هم صادقه . ربطی هم به لباسهام نداره !

3. امروز سر کار کولاک کردم ! بماند چطور اما برا اینکه هر مدیری فکر نکنه می تونه هر موقع دلش خواست هر دستوری دلش خواست بده . حالا این مدیر هم بشینه لرز خربزه ای رو که خورده تحمل کنه ! این متأسفانه عادتیه که توی مملکت ما همه ی مدیرهایی که کار بلد نیستند دارن !

   + ایمن ; ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢
comment نظرات ()