پرواز به اوج

روش تدریس من و نتایجش !!!

این ترم در کلاسی که درس می دم برای امتحانات پایان ترم اتفاق عجیبی افتاد،از 26 دانش آموزی که دارم ، 14 نفر نمره ی شان بین 8 تا 13 شد و 12 نفر بین 17 تا 20 ! برام خیلی عجیب بود ، تقریباً تمام سؤالها رو قبلاً مشابهش رو بچه ها دیده بودند سر کلاس و براشون حل کرده بودم ، اگر همه بد می شدند کمتر تعجب می کردم تا الآن که این گاف عجیب هست . از بچه ها خواستم تا از نظر خودشون دلیل این اتفاق رو بنویسند . جمله های کلیدی نامه های بچه ها رو اینجا می نویسم :

- هم می توان کم کاری کلاس را گفت هم نوع تدریس شما

- علاقه نداشتن به فیزیک ، درسهای شما را هم مطالعه نمی کنند

- تمرین های کم ، و فشارهای کمی که از طرف شما به بچه ها می آمد .

- کسی که درس نخوانده ، نخوانده ، اما من فکر می کنم تلاش ارزشمندتر از نمره است !

- درس نخواندند !

-در کلاس بچهای نمره پایین تقریباً در یک جا نشسته اند و آن دسته ی دیگر در یک جا ، تنبلها با هم دوست اند و درس خوان ها با هم !

- بچه ها را بیشتر به کار بگیرید ! همه ی بچه ها را ساکت نمی کنید ! بچه ها به فیزیک علاقه ندارند ، در کلاس شخصیت واحد ندارید ! گاهی جدی هستید و گاهی صمیمی !

- مهمترین دلیل غروری است که از طریق شما دریافت کردیم ، با فرض اینکه شما سر گروه فیزیک هستید ! فکر کردیم طراح همه ی سؤالها هستید ! چون شما زیاد سخت نگرفتید در طول ترم درس نخواندم !

- کلاس کلاس خوبی است ، من به فیزیک علاقه ندارم ، نمی توانم این را به گردن شما بیاندازم ! اگر در نحوه ی نمره دادن تجدید نظر کنید به نظرم بهتر است !

- بیشتر خودم را مقصر می دانم ! اما شاید شما هم مقصر بودید !

-من احساس می کنم به تلاش بیشتری نیاز دارم ، البته باید در کلاس هم بیشتر به درس توجه کنم و آنی را که نفهمیدم بپرسم ! البته شاید هم مشکل از تدریس شما باشد !

- مقداری درس نخواندن و مقداری تمرین حل نکردن !

یکی هم برام شعر نوشته بود آخر نامه اش ، این شعر رو بعد از امتحان وقتی دیده خیلی بد داده گفته :

ای روزبه ، ای روزبه ، باری دگر یاریم کن

ای ایمنم ، ای ایمنم ، صفرم نده کاریش کن

ای روزبه ، ای روزبه ، این چاره هم در دست توست

من را گرم ایمن نداد ، ده نمره تیماریش کن

ای روزبه ، ای روزبه ، 1 را کسی آوردیش

یک لب بده با گردیش ، کماه قاجاریش کن

ای روزبه ، ای روزبه ، من را اگر 2 نمره است

یک دایره زن سمت راست ، چون حلقوی ماریش کن

ای روزبه ، ای روزبه ، 20 ار کسی شد نمره اش

تفریق کن از برگه اش ، پنجیش کن ، چاریش کن

ای روزبه ، ای روزبه ، خالیست گرچه برگه ام

از چشم ایمن دور ساز ، صد شب نگه داریش کن

نمی دونم چی بگم ، چرا اینجوری شده رو هنوز نمی دونم و اینکه تقصیر منه یا بچه ها رو نمی دونم ! اما تنها چاره ای که به ذهنم رسید این بود که این ترم هر جلسه از درسی که می خوام بدم کوّئیز بگیرم و دوز ترمرینها رو بالا ببرم ، علاوه بر این جاهاشون هم عوض شده و هر درس خون کنار یه درس نخون نشسته ! ( این آخری ریسک بزرگی بود چون می تونه نتیجه ی معکوس بده ! )

   + ایمن ; ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٩
comment نظرات ()

دهن ...

یه دکتر ، دکتره ... پیغمبر که نیست ! نمی تونه مرده رو زنده کنه ، از یه مرده نمی تونه چندتا زنده هم بسازه !

منم نمی تونم از یه کامپیوتر خراب ، 2 تا کامپیوتر سالم تولید کنم !

آقا مدیریتتون رو درست کنین ، به من چه !

   + ایمن ; ٧:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢۸
comment نظرات ()

Happy final ...

بالاخره تموم شد این کنکور ... ( آخیییی )

خسته نباشی ...هورا

   + ایمن ; ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٤
comment نظرات ()

جشنواره ...

امسال بخاطر کارهای مهمتری که داشتم بر خلاف کل 22 سال گذشته ( دقیقاً از یک سالگی به بعد ! ) که هر سال فیلمهای جشنواره رو می دیدم ، هیچ فیلمی رو نرفتم ببینم . البته افتتاحیه رو به خاطر داییم که امسال در جشنواره فیلم داره رفتم که البته اونقدر مضحک برگزار شد که ترجیح دادیم وسط مراسم بیایم بیرون . اما گفتم برای خالی نبودن عریضه و احترام به اون دوستانی که گفته بودند چیزی در مورد جشنواره و حواشی اش بنویسم چند نکته از جشنواره امسال بگم :

1. روز 11 بهمن ، افتتاحیه در سالن پایین برج میلاد برگزار شد ، مجری مراسم محمدرضا فروتن بود که البته فاجعه اجرا کرد و خودش در جای جای مراسم به اجرای بدش اعتراف می کرد و از مردم می خواست اون رو ببخشند !

2. در اواسط مراسم افتتاحیه ناگهان پرده ی نقره ای نمایش فیلم بدون دلیل شروع به پایین اومدن کرد و البته هیچ کس هیچ اقدامی نکرد تا اینکه پرده به دکور گیر کرد و از یک طرف کج شد و نهایتاً گوشه ی دکور با صدای مهیبی پرده رو پاره کرد . فروتن بیچاره که هیچ کس بهش نگفته بود داره چه اتفاقی می افته یه از ترس 3 متر پرید هوا . بعد از چند دقیقه هواهو و تشویق مردم ( ! ) نهایتاً پس از اجرای یک مراسم موسیقی 10 دقیقه( که تا نیم ساعت ادامه پیدا کرد !) تنفس دادند تا مردم بیرون بروند و آنها دکور را درست کنند .

عکس زیر پرده ی پاره شده رو نشون می ده که هنوز در دکور گیر کرده :

 

3. امسال هرچند که کارگردانهای خیلی مشهور زیادی نیستند ( مثل :مجیدی ، حاتمی کیا ، مهرجویی ، کیمیایی ، فرمان آرا ، درخشنده ، بنی اعتماد ، صدر عاملی ... ) اما بازهم کارگردان خوب هست مثل بیضایی ، میلانی و فرهادی

4. شاید جالب ترین چیز در این جشنواره پربازیگر بودن آن است ، طوری که تقریباً تمام بازیگرهای مهم سینمای ایران ( اعم از پیر و جوان ) در این جشنواره فیلم دارند ، بعضاً حتی دو سه تا فیلم ! مثلاً شهاب حسینی در 3 فیلم بازی می کند . البته این میون به یک نفر ظلم بزرگی شده و اون پرستویی است که از بین 3 فیلمی که امسال بازی کرده ، 2 فیلم توقیف شده و تنها با فیلم "بیست" در جشنواره حاضر شده .( این خبر فکر کنم کمی محرمانه محسوب می شد ! )

5. در مراسم افتتاحیه قرار بود ابتدا از پرستویی و حاتمی کیا و مرحوم شکیبایی و یک نفر دیگر تقدیر شود که پرستویی به همین دلیل که 2 فیلمش توقیف است این دعوت را قبول نکرد و به جای او رسول صدرعاملی جایگزین شد .حاتمی کیا هم در افتتاحیه از برگزاری بد انتقاد کرد.

6.امشب ساعت 19 تا 22 در تالار وحدت اختتامیه برگزار خواهد شد که از طریق اینجا می توانید پخش مستقیم این مراسم رو ببینید .

7. با نگاهی به کاندیدهای بخشهای مختلف می شه حدس زد که فیلم " درباره ی الی " به کارگردانی اصغر فرهای با کاندید شدن در 10 بخش از 15 بخش احتمالاً بهترین فیلم جشنواره می شه . بعد از اون فیلم "پستچی سه بار در نمی‌زند" به کارگردانی حسن فتحی در 8 بخش ، " تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی در 8 بخش ، "بیست" به کارگردانی عبدالرضا کاهانی در 6 بخش ، ، "زادبوم" به کارگردانی ابوالحسن داوودی در 6 بخش و "وقتی همه خوابیم" به کارگردانی بهرام بیضایی هم در 6 بخش کاندید شدن که شانسهای بعدی برای بردن سیمرغ بهترین فیلم هستند .

7.در آخر هم اسامی کاندیداهای بخشهای مختلف رو اعلام می کنم : ( امسال که فیلمی ندیدم بتونم نظر بدم ، سال پیش نظرم با دقت 90 % درست بود ، اما از شنیده ها اونهایی که احتمال بردنشون بیشتره رو قرمز می کنم . اما تضمینی وجود نداره ! )

 نامزدهای بهترین کارگردانی

  عبدالرضا کاهانی (بیست)، حسن فتحی (پستچی سه بار در نمی‌زند)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، بهرام بیضایی (وقتی همه خوابیم)، اصغر فرهادی (درباره الی ...)

----------------------------

 نامزدهای بهترین فیلمنامه

  حسین مهکام و عبدالرضا کاهانی (بیست)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، اصغر فرهادی (درباره الی...)، فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، پرویز شهبازی (عیار 14)

----------------------------

نامزد بهترین فیلم

بیست (به تهیه‌کنندگی پوران درخشنده)، پستچی سه بار در نمی‌زند (به تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی)، تردید (به تهیه‌کنندگی سعید سعدی)، درباره الی... (به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی)، زادبوم (به تهیه‌کنندگی ابوالحسن فرهادی)، وقتی همه خوابیم (به تهیه‌کنندگی بهرام بیضایی)

---------------------------

 نامزد‌های بهترین بازیگر نقش اول زن

لیلا حاتمی (بی‌پولی)، ترانه علیدوستی (تردید)، باران کوثری (حیران)، فریده فرامرزی (صندلی خالی)، مونا احمدی (کودک و فرشته)

---------------------------

 نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد

پرویز پرستویی (بیست)، شهاب حسینی (درباره الی...)، مسعود رایگان (زادبوم)، شهاب حسینی (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عیار 14)

---------------------------

نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل زن

مهتاب کرامتی (بیست)، لیلا زارع (پستچی سه بار در نمی‌زند)، مریلا زارعی (درباره الی....)، پگاه آهنگرانی (زادبوم)، طناز طباطبایی (صداها)

---------------------------

 نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد 

 علیرضا خمسه (بیست)، حامد کمیلی (تردید)، صابر ابر (درباره الی...)، کامبیز دیرباز (عیار 14)، افشین هاشمی (کودک و فرشته)

 ---------------------------

نامزدهای سیمرغ زرین نگاه ملی 

 به کبودی یاس، زادبوم، کودک و فرشته

----------------------------

نامزد بهترین چهره‌پردازی

سعید ملکان (پستچی سه بار در نمی‌زند)، محمدرضا قومی (تردید)، مهرداد میرکانی (درباره الی....)، سودابه خسروی (شبانه روز)، سعید ملکان (وقتی همه خوابیم)

---------------------------

نامزد بهترین جلوه‌های ویژه

داوود رسولیان (به کبودی یاس)، عباس شوقی (پستچی سه بار در نمی‌زند)، جواد شریفی‌راد (کودک و فرشته)، جواد شریفی راد (موش)

---------------------------

نامزد بهترین طراح صحنه و لباس

اصغر نژاد ایمانی (پنالتی)، امیر اثباتی (تردید)، آتوسا قلم‌فرسایی (صداها)، سعید آهنگرانی (کودک و فرشته)، ایرج رامین‌فر، آتوسا قلم‌فرسایی (وقتی همه خوابیم)

---------------------------

 نامزد بهترین صدای فیلم 

 حسین ابوالصدق (پستچی سه بار در نمی‌زند)، پرویز آبنار (تردید)، محمدرضا دلپاک (درباره الی...)، مانی هاشمیان (شبانه‌روز)، پرویز آبنار (صداها)

---------------------------

نامزد بهترین تدوین

حسن حسن‌دوست (پستچی سه بار در نمی‌زند)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، هایده صفی یاری (درباره الی....)، محمدرضا مویینی (کودک و فرشته)، بهرام بیضایی، سپیده عبدالوهاب (وقتی همه خوابیم)

---------------------------

 نامزد بهترین موسیقی 

 فردین خلعتبری (پستچی سه بار در نمی‌زند)، علیرضا کهن‌دیری (حیران)، کارن همایونفر (زادبوم)، ناصر چشم‌آذر (سوپر استار)، محمدرضا درویشی (وقتی همه خوابیم)

---------------------------

نامزد بهترین فیلم‌برداری

ساعد نیک‌زاد (پنالتی)، بهرام بدخشانی (تردید)، حسین جعفریان (درباره الی)، علیرضا زرین‌دست (سوپر استار)، مرتضی پورصمدی (شبانه‌روز) 

پینوشت : همین الآن فهمیدم که یکی از کاندیدهای نقش مکمل زن ، یکی از همکارانم در جاییه که کار می کنم ! ( هفته ی پیش همه ی بچه های دفتر رو از جمله من دعوت کرد بریم فیلم صداها رو ببنیم اما من وقت نداشتم و نرفتم ! الآن فهمیدم در اون فیلم بازی می کرده ! )

   + ایمن ; ٦:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٢
comment نظرات ()

آقایان احمدی نژاد و خاتمی ( به ترتیب حروف الفبا ! )

وقتی ترتیب حروف الفبا وجود دارد ، انتخابات چرا ؟

   + ایمن ; ٢:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢۱
comment نظرات ()

از هر در سخنی ...

1. بیچاره کنکوری ها ... خوشحالم که زود داره تموم می شه .بخصوص واسه تو ...

2.بالاخره یه استاد پیدا شد که یه ذره مثل خودمه ( چه تو زندگی ، چه تو درس دادن ! )

3. فردا یا شنبه ، شاید در حد 15 تا 30 دقیقه وقت دارم استادم رو قانع کنم که من !

4. دیسیپلین و قوانین هیون ! اولین چیزهایی که ازش یاد گرفتم !

5. دیروز بعد از اینکه از اون دانشگاه اومدم این دانشگاه ، ساعت 9 اینا که داشتیم می رفتیم خونه برا اولین بار در 5 سال گذشته ، اینجا مه بود ! اونم نه از اون معمولی ها ، حداکثر 5 متر جلوتر خودت رو می دیدی !!! حیف که دوربینم همراهم نبود !

6. شاگردهام و سایر دوستانشون پروژه هاشون رو دارن این روزها در کارگاه دبیرستان فرزانگان ارائه می دن ، سه شنبه از 1 بعد از ظهر تا 8 شب بازدید عمومی است . اینم وبلاگشونه ( آدرس در پوستر هست ) . احتمالاً خوشحال می شن شمام بیاین !

٧. از اظهار لطف و نظرات همه ی دوستان در مورد پست قبلی نه فبلیش ممنون ! اما من هنوزم معتقدم که اینکه نظرم رو به راحتی در مورد یک انسان در وبلاگم مطرح کنم اصلاً کار بدی نیست !‌ کما اینکه اگر کسی در مورد من اینکار رو بکنه ! اون آدم هم می تونه از خودش دفاع کنه ، می تونه بپذیره یا می تونه اهمیت نده ! کما اینکه م.س.ه از خودش دفاع کرد و ...

   + ایمن ; ٧:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٠
comment نظرات ()

آقای پیچ گوشتی !!!

از بچگی عادت داشتم که با وسایل الکترونیکی بازی کنم و تا چشم بزرگترهام رو دور می دیدم با پیچ گوشتی می افتادم به جون دستگاه ( مهم نبود چی ، تلفن ، اسباب بازی ، اطو و ... ).

اول راهنمایی بودم که کامپیوتر دار شدم ، یه پنتیوم 133 با 5 گیگ هارد ! از همون موقع رابطه ام با نرم افزارها خوب بود . هر نرم افزار جدیدی که می دیدم 3 سوت کار کردن باهاش رو یاد می گرفتم و تقریباً همیشه هم اینکار رو با وقت گذاشتن پای کامپیوتر انجام می دادم و ور رفتن با نرم افزار. اگه خیلی تخصصی بود از help خودش هم کمک می گرفتم. هنوزم تا یه نرم افزار جدیدی ببینم زود می رم سروقتش که ازش سر در بیارم . برنامه نویسیم هم بد نبود که البته این رو مدیون مدرسه بودم و کلاسها مختلف کامپیوترش .

اما در زمینه سخت افزار قضیه یه کم فرق داشت . اینبار ور رفتن زیاد معنی نداشت ، یه اشتباه کوچیک می تونست به قیمت از بین رفتن یه بخشی از PC باشه ، تازه عملاً هیچی help ای هم وجود نداشت ، اما با این حال سال دوم راهنمایی ، برای اولین بار تصمیم گرفتم خودم یه دستکاری ای در PC بکنم . رفتم و یه رم بهتر خریدم ، می دونستم که بالا رفتن رم باعث سرعت بیشتر دستگاه می شه ، اما رم رو بد جا زدم و مادربرد سوخت ! بعد هم کلی غر غر خانواده که فضولی کردی و حالا خرج گذاشتی رو دستمون . خلاصه بعد از اون کمتر با سخت افزار کار داشتم ، تو مدرسه هم چون تو گروه فیزیک بودم و با برقی ها و کامپیوتری ها زیاد سر و کاری نداشتیم ، زیاد چیزی یاد نگرفتم . تا اینکه سالی که می خواستم برم دانشگاه PC رو عوض کردیم . یه Athlon 2.8 با 120 گیگ هارد . اینبار از یکی از دوستام ( امین والی ) که تو کار کامپیوتر تقریباً تو بچه ها نفر اول بود کمک گرفتم برای مشاوره ی خرید ، حسین هم باهامون اومد .اون برق می خوند و می خواست کمی از امین چیز یاد بگیره . بعدم رفتیم خونه تا PC رو اسمبل کنیم ، خب طبعاً امین کار رو انجام می داد و ما نگاه می کردیم . اون شب کمی از خودم شاکی شدم که چرا نباید مثل کارهای نرم افزاری در سخت افزارم به خودم متکی باشم . خلاصه از اون روز به بعد بدون اهمیت به اینکه آیا دستگاهی که روبرومه گرونه یا ارزون سعی کردم با کمی مطالعه و البته عمل (!) با بخش سخت افزار هم رابطه ی خوبی برقرار کنم تا جایی که الآن دارم جایی کار می کنم که 80% وظیفه ام پشتیبانی سخت افزاری یک اداره محسوب می شه و 20 % نرم افزاری . در همین راستا دیروز یک سیستم مونتاژ و ادیت فیلم رو که تازه خریدیم اسمبل کردم که اتفاقاً نسبتاً گرون هم محسوب می شد و تا حالا هم در این درجه ی خفنی این کار رو انجام نداده بودم ، اما خدا رو شکر تونستم با موفقیت کار رو تموم کنم .

دیروز با خودم فکر می کردم اگه پیرو اون پستی که توش گفتم حس می کنم اینجا دکتر کامپیوتر ها ، بخوام بگم ، باید گفت که دیروز برای اولین بار یه عمل سزارین انجام دادم ، اونم سزارین یه 9 قلو !!!

   + ایمن ; ۸:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱٤
comment نظرات ()

لاشخورها به بهشت نمی روند ...

تو این 4-5 سال اخیر ، این روزها که می شد تلفن پشت تلفن به من زده می شد که بلیط جشنواره می خوایم . خب بابا دبیر جشنواره بود و اینم خبری نبود که بشه پنهان کرد . منم از بلیطهایی که برا خانواده ی دبیر بود یه چندتایی رو بین بچه ها تقسیم می کردم و باقی رو هم که معمولاً دوستای صمیمی ترم بودن با خانواده که می رفتیم سینما می بردم . میون این بچه ها بعضی ها آدمهای با معرفتی بودن و هر از چندگاهی سراغی ازم می گرفتن و اگه کاری هم داشتم برام انجام می دادن و خلاصه موجودات نمک به حرومی محسوب نمی شدن و البته اکثر دوستای فعلی ام از همین افراد هستن .

 امسال یه تعدادی از دوستام برای ادامه تحصیل در مقطع فوق از ایران رفتن . این میون یکی از اینها به نام م.س.ر از اونهایی بود که بدون استثناء هر جشنواره زنگ می زد و بلیط می خواست و معمولاً هم از اون دسته ای بود که با خودمون فیلمهای خوب رو می اومد . اما میون تمام دوستام مزخرف ترین آدم اون از آب در اومد . موجودی که حتی برای رفتن ، اس ام اس هم نزد که خداحافظی کنه  و من تقریباً یک ماه بعد از خواهرش که دانشگاه قبلیم درس می خونه فهمیدم که رفته . این در حالی بود که دورترین دوستام اس ام اس که سهله ، زنگ می زدن و به مهمونی خداحافظی شون دعوت می کردن . نمی دونم یه آدم چقدر می تونه مرده خور باشه اما یه چیزی که از این قضیه یاد گرفتم این بود که فقط برا موجوداتی که ارزشش رو دارن و از این موضوع مطمئنم بها قائل بشم ...

   + ایمن ; ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱٢
comment نظرات ()

بازی ممنوع ...

بیشتر از اینکه چجوری شد که یه تیم دختر با یه تیم پسر بازی کردن ، اینکه خبرش رو امروز توی صفحه ی اول یاهو ببینم برام خیلی جالب بود !

   + ایمن ; ۳:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۸
comment نظرات ()

آقای خفن !!!

کم کم زندگیم داره جدی می شه ! اما هنوز به این نتیجه نرسیدم که جدی بگیرمش!

   + ایمن ; ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٥
comment نظرات ()