پرواز به اوج

گل نرگس یا نرگس گل ...

وقتی می فهمم چقدر از ایران دور بودم که خواهر فسقلیم که وقتی داشتم می اومدم فقط 5 سالش بود حالا برای خودش خانومی شده و همه از کمالاتش تعریف می کنند، قدی کشیده و برام خوش زبونی می کنه. بهم به انگلیسی اس ام اس می زنه و وقتی زنگ میزنم بهش اول یه ذره انگلیسی حرف می زنه که بگه چقدر پیشرفت کرده. کلی دیگه از موبایل و کامپیوتر سرش می شه و من نمی خواد حرص بخورم وقتی یکی در این موارد ازم سوال داره چون می گم بدین نرگس بلده. یه جورایی یاد بزرگ شدن خودم می اوفتم و همین در کنار هم نبودنمون رو برام سخت تر می کنه. به این فکر می کنم که خدا کنه این دوری جغرافیایی باعث دوری دلهامون نشه. دلم روشنه که نمی شه. 

   + ایمن ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٧
comment نظرات ()

پویا

من و برادرم پویا با هم خیلی فرق داریم. از ظاهر و رفتار بگیر, تا خلق و خو و کلام و عقیده. روزی که از ایران می رفتم, پویا در فرودگاه خیلی بی تابی کرد. من هم همین طور. از وقتی اومدم اینجا خیلی با هم مراوده نداشتیم. مراوده داشتن هامون هم بالا و پایین داشته همیشه. دوست داشتم براش برادر بهتری باشم. متاسفم که نشد. دعای خیرم همیشه پشتشه. امیدوارم یه روزی قدر هم رو بیشتر بفهمیم و برادرهای بهتری برای هم باشیم.

   + ایمن ; ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٧
comment نظرات ()

پرواز کلاغ ها ممنوع !

یک سال بزرگتر شدم ،27، هرقدر تعداد این سالها زیادتر میشه معنی یکسال توش کمتر میشه، اما برای من هنوز هر سال به اندازه سالهای قبل مهمه. 

زیاد شدن عدد سن اقتضائاتی داری، آدم با دغدغه های جدید تری روبرو میشه و دغدغه های قدیمی کمرنگ تر میشن. یکی از این دغدغه های قدیمی این بلاگه که کمتر درش می نویسم، البته برای خودم دفتری دارم که مدتهاست درش می نویسم. البته دوست دارم اینجا رو نگهش دارم، ضرری در وجودش نمی بینم، بخصوص که حداقل منفعتش اینه که میتونه یه تریبون باشه.

1. حضور جوانه توی زندگی من قطعا و یقینا بهترین اتفاق زندگیم بود. سه سالی که گذشت کاملا بهم نشون داد که چقدر میتونیم همدیگر رو کامل کنیم. خیلی چیزهای زیبا و قشنگ در زندگیمون هست، اما یک چیز هست که خیلی بهش علاقه مندم ، اونم اینه که پشت هم رو خالی نمی کنیم، مهم نیست، کی و کجا و در چه موردی، و هرگز نگذاشتیم اختلاف نظرمون برای دیگران راهی برای نفوذ به رابطه مون باشه. این یعنی یک تیم خوب.

امسال تولد خیلی خوبی داشتم، و این رو هم مدیون جوانه ام با برنامه ی ویژه ای که برام تدارک دیده بود. گل

2. متاسفم که نسل های قدیمی تر و حتی خیلی از هم نسلهای ما فکر می کنن مرد ( اعم از پدر، شوهر یا برادر و ...) حق ولایت بر زن داره. قویا معتقدم که این با تمام تعالیم دینی هم ناسازگاره. این فقط یه دیدگاه سنتیه که در طول زمان به دین تزریق شده. حالا این اونقدر در تعالیم تربیتی قرار گرفته که حتی بسیاری از زنها هم در بخشی از وجودشون این ولایت رو قبول دارند. این حتی شامل جوامع غربی سنتی هم میشه.

3. به شخصه معتقدم هر کس فقط و فقط مامور به تنظیم رفتار و اعتقادات خودشه و هیچ کس هیچ حقی بر دیگری نداره. البته این میون جایی برای محبت هم قائلم. اونجا که فکر می کنم طرفین برای کسب یا حفظ محبت هم از انتخابشون می گذرند. اما این به طرف مقابل حق سوء استفاده از اون محبت رو نمی ده. در واقع هر وقت از اون محبت سوء استفاده بشه، شانس اینکه دفعه ی بعد گذشتن از حقی رخ بده کمتر میشه و این اون رابطه رو به سردی سوق میده. 

4. تا وقتی فقط ظاهر روشنفکرانه بگیریم و نتونیم در باطن خودمون هم برای تصمیم همه چه درست و چه غلط (از دید ما) احترام قائل باشیم نمی تونیم پیشرفت کنیم. قضاوت کردن دیگران از نظر من غیر اخلاقی ترین و بزرگترین آفت در جوامع هستش، بخصوص جوامع سنتی که هنوز بعد صدمه ای که این کار میزنه روشن نشده و هنوز نه تنها به عنوان کاری زشت و ناپسند دیده نمی شه که حتی بخشی از فرهنگ روزمره همه است. امیدوارم هرچه زودتر بفهمیم که هرکس عقاید و انتخابهاش محترمه و ما حق هیچ قضاوتی نداریم. این شاید از زیباترین اصول اخلاقی باشه یاد گرفتم و با تمام وجودم بهش معتقدم. 

   + ایمن ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۳٠
comment نظرات ()

ما، زمین، بی نظمی ...

همیشه بین نسلها تفاوت هست و هر نسل یک سری سنت ها رو میشکنه. یکی از چیزایی که باعث تفاوت بین ملتها میشه واکنش نسل قدیم و جدید به تفاوت هاشونه. اما از بیرون کره ی زمین که نگاه کنی میبینی انگار این روال همه جا هست. انگار ملتها همه دارن با هم هم دما می شن. دوست داشتم می شد یک مدل فیزیکی ازش درست کرد. خوندن آنالیز یه همچین سیستم پیچیده ای جذابه. درست عین یک سری محیط بسته با دماهای مختلفه که حالا بین همشون دریچه هایی باز شده از جنس اینترنت، رسانه های مختلف، راحت شدن سفر و ... یک سری سیستم ها دماشون داره کم می شه. و جالب تر اینکه یک سری سیستمها دماشون داره زیاد می شه. این آدم رو امیدوار می کنه که سیستم نهایتاً به تعادل می رسه. اما واقعیت این نیست. مسئله اینه که ذرات تشکیل دهنده ی این سیستم تابع قوانین سیستم نیستن. برای خودشون به صورت محلی قانون وضع می کنن. نتیجه یه سری شبه  پلاریزیشن محلیه که شروع می کنن به رشد. اینکه تا کجا جلو می رن معلوم نیست. اما تعادل رو بهم می زنن. و دوباره سیستم باید سعی کنه خودش رو به تعادل برسون و دوباره ...

فیلم جان کارتر رو می دیدم ... فیلم معمولی ای بود ... اما یه جمله اش جالب بود، چیزی که می دونیم اما گاهی متوجهش نیستیم . جایی که شیطان ماجرا می گه:

We do not cause the destruction of a world, Captain Carter. We simply manage it. Feed off it, if you like.

 

   + ایمن ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۸
comment نظرات ()

پرتغال نصفه ...

این پرتغال ها هر قدر هم خوشمزه باشن، فقط نصفه خوردنشون مزه میده ...

مبل هر قدر هم گرم و نرم باشه، فقط رو نصفش نشستن مزه میده ...

دست پختت هر قدر هم خوشمزه باشه ، با تو خوردنش مزه می ده ...

فیلم هر قدر هم دیدنی باشه ، با تو دیدنش مزه می ده ...

دو روز خانه نیستی ... انگار من هم نیستم ... انگار خانه ای در کار نیست ...

شکلات من ... چراغ همیشه روشن

   + ایمن ; ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳
comment نظرات ()

گلدون ...

چند ماه پیش که دو تا از دوستامون رو خونمون دعوت کرده بودیم یک گلدون برامون آوردن. قبل از اون گاهی گل می گرفتیم که برای یه مدتی - یکی دو هفته ای - دووم می آورد، گل مصنوعی هم داشتیم. اما خب این اولین گیاه زنده بود. خیلی نگه داری خاصی نمی خواست. لااقل نه به اندازه ی ماهی های قرمز سفره ی هفت سین که شیش هفت ماهی دووم آوردن و عوض کردن آبشون و تمیز کردن آکواریوم و ... پروژه ای بود برای خودش.

چند وقتی بود گلدونه پژمرده شده بود. نمی دونم آبش کم بود یا نورش - فکر کنم نور. به صرافت افتادیم تر و تازه بشه. سعی کردیم مرتب بهش آب بدیم، هرروز که از خونه می ریم بیرون پرده رو باز کنیم که وقتی نیستیم آفتاب بگیره. امروز که رفتم سراغش دیم کلی تر و تازه شده. کلی برگ جدید. شاید دو برابر قبل. خوبه آدما غیر خودشون موجودات زنده ی دیگه ای هم توی خونه داشته باشن. جدا از افزایش حس طراوت خونه مسئولیت پذیری رو هم زیاد می کنه.

   + ایمن ; ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
comment نظرات ()

حجاب ...

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

   + ایمن ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
comment نظرات ()

شروع ...

شروع خیلی مهمه . اولش اگه خوب نباشه، تا آخر یه جای کار می لنگه. شروع خوب هم فقط مهم نیست. شروع درست مهمه. حتی اگه خوش آیند نباشه.

   + ایمن ; ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٢
comment نظرات ()

یه چیز خوب ...

زن و شوهر بودن خوبه ... قشنگ هم هست ... اما اینکه زن و شوهر رفیق هم باشن خیلی قشنگ تره ... 

   + ایمن ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٦
comment نظرات ()

امواج ...

خوب نیست آدم همه جا تسلیم بشه، اما گاهی دیگه خسته می شی از تقلا کردن، خودت رو می دی به امواج ... 

   + ایمن ; ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱۸
comment نظرات ()
← صفحه بعد